یک نکته مهم و قابل توجه برای خانواده ها ( به ویژه خانوم ها )

خانواده مانند هر اجتماع دیگر نیاز به « مدیر » دارد ، به عبارت دیگر یک نفر باید تصمیم نهایی را بگیرد و دیگران مطیع او باشند ، در مورد خانواده سه شکل مدیریت قابل تصور است:

 زن و مرد هر دو به یکسان مدیریت کنند .

 زن مدیر باشد

مرد مدیر باشد

در مورد نوع اول ، مدیریت امکان پذیر نیست، زیرا مدیریت مشترک در حقیقت بدون مدیریت و ریاست است و مشکلات ناشی از فقدان مدیر و تصمیم گیرنده را بدنبال دارد و در مورد خانواده ، این مسئله به انحلال خانواده منتهی می شود.

در مورد دوم ،یعنی زن مدیر باشد ،این امر با فطرت زن مغایرت دارد ،خانم کلیودالسون روانشناس در مورد روحیه زن این گونه می گوید :«تمام زنها علاقه مندند که تحت نظر شخص دیگر کار کنند و به طور خلاصه از مرئوس بودن و تحت نظر رئیس کار کردن بیشتر خوششان می آید »

البته بنده با این نظریه که همه ی زنها چنین سلطه ای را قبول دارند ، مخالفم. زیرا بعضی از زن ها از پذیرش چنین سلطه ای اکراه دارند ، لذا بهتر بود که خانم کلیودالسون می گفت: اکثر خانم ها ...

و همچنین خانم مارابل مورگان روانشناس و مشاور خانواده در مورد ریاست مرد و مرئوس بودن زن این گونه بیان می کند : «مرد و زن ،هر چند از لحاظ و ضعیت یکسان هستند ،اما از حیث وظیفه و کارکرد با یکدیگر تفاوت دارند . خداوند مقرر داشت که مرد رئیس و زنش معاون و نایب او باشد. هر سازمانی یک رئیس دارد ، و واحد خانواده نیز از این قاعده مستثنی نیست. هیچ راهی وجود ندارد که شما این ترتیب را تغییر دهید ! بعضی مواقع خانواده ها تلاش کرده اند که این ترتیب را معکوس کنند و یک زن را بعنوان رئیس خانواده انتخاب کرده اند و اکثراً نتیجه مطلوبی نگرفته اند. وقتی به شوهرتان امکان می دهید که رئیس خانواده باشد ،کار درستی انجام می دهید »

پیامبر اسلام (ص) فرموده اند :

اَلرَّجُلُ سَیدُ اَهلِهِ وَالمَرأَةُ سَیدَةُ بِیتِها

مرد سید و بزرگ خانواده اش ، و زن سیده و بزرگ خانه است.

در حدیث فوق پیامبر (ص) تقسیم کار کرده است ، مرد را مسئول اعضای خانواده دانسته و چون زن از خلاقیت و ظرافت زنانه برخوردار می باشد ، مسئولیت کارهای داخلی منزل را به او محول نموده است، این تقسیم وظیفه با توجه به فطرت و ظرفیت زن می باشد . و از طرفی به دلیل وجود خصوصیاتی در مرد از قبیل: ترجیح قدرت تفکر او بر عاطفه و احساسات(به عکس زن که از عواطف سرشار و بیشتری بهرمند است ) و داشتن بنیه و نیروی جسمی بیشتر ،به علاوه تعهد او در برابر زن و فرزندان نسبت به پرداختن هزینه های زندگی و پرداخت مهر و تامین زندگی آبرومندانه همسر و فرزند ، این حق را به او می دهد که وظیفه سرپرستی خانواده را بر عهده گیرد. (البته ممکن است زنانی در جهات فوق بر شوهران خود امتیاز داشته باشند ، ولی مکرراً گفته ایم که قوانین به تک تک افراد و نفرات نظر ندارد و بیانگر مسائل کلی می باشد.)این نوع مدیریت به آن معنی نیست که زن حق هیچ گونه رأی و اظهار نظر ندارد ، بلکه مدیر خانه هم مانند هر مؤسسه و سازمانی باید از نظرات زیر دستان بهره ببرد و با آنها ( در مواردی که مربوط به اعضای خانواده می شود ) مشورت کند ، البته در پایان گفتگو مدیر تصمیم نهایی را می گیرد ، و در این تصمیم گیری باید مصلحت و حقوق همگی را رعایت کند و در صورتی که حقی از آنها را ضایع نماید ، در مقابل خالق آنها مسؤول می باشد.

گاهی اوقات افراد ناآگاه و یا مغرض بین زنان مسلمان القای منفی می کنند که قبول ریاست مرد، مساوی با بندگی است و یا قبول مرد سالاری است ؛و بعنوان احقای حق زنان ، آنها را در مقابل شوهران خود قرار می دهند که عموماً موجب از هم پاشیدگی کانون مقدس خانواده می شود .

اساساً هر زن و مردی باید بدانند که سپردن این وظیفه ( رهبری خانواده ) به مردان ، نه دلیل بالاتر بودن شخصیت انسانی آنان است و نه سبب امتیاز آنها در جهان دیگر ، زیرا امتیاز در جهان دیگر صرفاً بستگی به تقوا و پرهیزگاری دارد. همانطور که شخصیت انسانی یک معاون ،ممکن است  از یک رئیس در جنبه های مختلف بیشتر باشد ، اما رئیس برای سرپرستی کاری که به او واگذار شده ، از معاون شایسته تر است

بنابراین خانواده ای موفق ، خانواده ای است که رهبری آن بر عهده مرد بوده ، و مرد نیز در تصمیم گیری امور از مشورت با دیگر اعضاء خانواده استفاده نماید. بنابراین ما با مرد سالاری استبدادی و زن سالاری مخالفیم.

مفاهیم نقاشی کودکان

نکات گوناگونی در نقاشی کودک وجود دارد که می تواند مفهوم خاصی داشته باشد. با آگاهی از این نکات ، شما پدر یا مادر گرامی می توانید تا حدودی با مفاهیم نقاشی فرزندانتان آشنا شوید و در صورت مشاهده نکته نگران کننده ، با مشاور بالینی یا مشاور آگاه ، ارتباط برقرار کنید و اطلاعات دقیق تری را به دست آورید.

مشاور یا روانشناس بالینی ، با توجه به ویژگی های نقاشی و محتوای آن و نیز براساس توضیحات کودک در مورد نقاشی خود و رفتارهای او ، به نتایج دقیق تری می رسد.

در این نوشتار به برخی از این مفاهیم اشاره می شود.

مفاهیم خطوط :

خطوط کمرنگ از یک سو ظرافت احساسات و معنویت را نشان می دهد ، و از سوی دیگر غالبا بیان کننده کمرویی ، اضطراب ، و پریشانی است.

خطوط پر رنگ نشانه ی خشونت و گاهی واکنش در برابر ترس از ناتوانی ، اضطراب و پریشانی است

خطوط معمولی امنیت و سازگاری را نشان می دهد

خط خطی کردن چهره ای که کشیده ، به معنای محو عامل ترس است.

مفاهیم شکل ها:

کشیدن آدمک کوچک که به طور معمول در گوشه کنار کاغذ ترسیم می شود ، به معنای کم رویی است

چشم های درشت ( دایره بزرگ ) که وسط آنها نقطه گذاشته می شود ، بیانگر ترس کودک می باشد.

حذف برادر یا خواهر در نقاشی ، به معنای حسادت به آنهاست.

مفاهیم رنگ ها:

استفاده از رنگ های سیاه و تیره به معنای ترس ، اضطراب ، غمگینی و نا امیدی است

رنگ خاکستری ، رنگی خنثی است و چیزی را بیان نمی کند.

رنگ قهوه ای ، به معنای مقابله با فشار والدین برای نظافت است.

رنگ بنفش به معنای تمایل به چیزهای مخالف و استفاده ی زیاد از آن ، نشانه ی اضطراب است.

رنگ آبی ، صلح و آرامش و تسلیم و درون گرایی را بیان می کند.

رنگ سبز نشانه ی نیاز به جلب توجه و میل به محبوبیت ، گرایش به ارتباط و پایداری و سرسختی است.

رنگ قرمز ، نیاز به حرکت و برون گرایی و عمل را نشان می دهد

رنگ زرد نشانه شادی و خوش بینی و میل به مشارکت است

رنگ پرتقالی نشانه ی نشاط و پویایی و میل به کامیابی است.

رنگ صورتی صلح و تعادل را نشان می دهد.

استفاده از یک یا دو رنگ ، نشانه ی گوشه گیری و انزوا و استفاده از پنج رنگ ، نشانه ی سازگاری است

فقدان رنگ در قسمتی یا تمام نقاشی ، می تواند گویای خلأ عاطفی یا دلیلی بر گرایش های ضد اجتماعی است.

مفاهیم فضاها:

استفاده از فضاهای مختلف صفحه نیز می تواند مفاهیم ویژه ای داشته باشد.

استفاده از بالای صفحه به معنای آرمان گرایی و رویا پردازی و استفاده از پایین صفحه به معنای افسردگی است.

استفاده از چپ صفحه بازگشت به کودکی ( واپس روی ) و استفاده از قسمت راست صفحه به معنای نگاه به آینده می باشد

توجه داشته باشید که ، نشانه های پیش گفته ، هیچ یک واقع نمایی دقیق ندارند و فقط می توانند قرینه ای برای وجود نشانه ها باشند

اساسی ترین نیاز زن و مرد

زوج ها برای آرامش بخشی به یکدیگر اولاً باید نیازهای یکدیگر را بشناسند و ثانیاً سعی بر ارضای نیازهای یکدیگر کنند. قصد داریم در این ژست به ذکر این نیاز ها و روش ارضای آن صحبت کنیم

مهم ترین نیاز یک زن: معشوق واقع شدن است. چون بنیاد روانی زن بر اساس عاطفه تشکیل یافته است

و به خاطر اینکه مرد اقتدار طلب است ، مهمترین نیاز او ریاست همراه با تکریم و تایید شدن است.

 آموزه های دین اسلام، متکی بر فطرت آدمی است، از این رو در آموزه های زناشویی اسلام به ارضای این دو نیاز اساسی زن و مرد توجه شده است.دو کلمه ی «لُعبَت» و «بَعل» در آموزه های دینی به چشم می خورد:

قال النبّی (ص): اِنّما المَراةُ لُعبةٌ مَن اتّخذها فلا یُضبها

پیامبر گرامی فرمود: زن لعبت است، هر کسی زن گرفت او را ضایع نگرداند.

و اِنِ امراةٌ خافت من بعلها نشوزاً اَو اعراضاً فلا جُناح علیها اَن یصلحا بینهما صلحاً والصلح خیرٌ

«اگر زنی از اعراض شوهرش بیم داشته باشد، اشکالی ندارد با یکدیگر صلح کنند (پاره از حقوق را صرفنظر کنند) و صلح بهتر است!»

کلمه لعبت به معنای : دلبر و معشوق است.

کلمه بَعل همان معنای بُت را می رساند که عرب و قرآن به طور استعاره برای شوهر استفاده کرده است.

همان گونه که دقت کردید، «زن» دلبر و معشوق در آموزه های دینی نامیده شده است. به عبارت دیگر مرد باید با همسرش اینگونه رفتار کند و نیاز « معشوق و دلبر واقع شدن» او را ارضاء کند ، این به منزله ی حیات و زندگانی زن است.بنابراین زن فقط وقتی زنده است که معشوق باشد و توجه کردن به او مایه حیات اوست

و شوهر « بُت» نامیده شده است به عبارت دیگر زن باید به شوهرش مانند یک « بُت» احترام بگذارد و به گفته پیامبر اسلام(ص): زن برای شوهر در حد «سجده کردن» تواضع و کوچکی کند. البته منظور پیامبر تواضع در برابر شوهر است و الا سجده بر هر چیزی غیر از خدا و پرستش غیر خدا حرام است و این تعابیر ( بت و سجده ) استعاره ای است که اهمیت تواضع در برابر شوهر را می رساند.

پیامبر اسلام (ص): اگر دستور می دادم که فردی به فرد دیگر سجده کند، به زن دستور می دادم که به شوهرش سجده نماید. ( لذا می بینید که در این روایت پیامبر ص فرموده اگر می شد بر غیر خدا سجده کرد ، به زن می گفتم که به مردش سجده کند. این جمله برای بیان اهمیت احترام و تواضع زن در برابرب مرد است و الا طبق بیان خود حضرت سجده بر غیر خدا جایز نیست)

مرد باید بداند که محبت ، وجود زن را همواره مانند چشمه ای جوشان نگه می دارد. و اگر زن معشوق واقع نشود و به اندازه ی کافی به او محبت نشود ، این چشمه ی پر خیر و برکت خشک شده و اطرافیان او از قشنگی مهر و محبت زن بی بهره خواهند شد.

بقول ویل دورانت فیلسوف غربی : « زن وقتی زنده است که معشوق باشد و توجه کردن به او مایه حیات اوست.»

لذا بهترین جمله ای که یک مرد می تواند به زن خود بگوید عبارت «عزیزم تو را دوست دارم» می باشد

بقول خانم جینا لمب روزو: « زن از رنج و مرگ خود ترسی ندارد ، فقط از این وحشت دارد که قبل از مردن آن کسی را که دوست دارد پی به شخصیت حقیقی او نبرده باشد ، تنها چیزی که زن از پدر و مادر و شوهر و فرزند و دوستان خود تمنا می کند آن است که او را فراموش نکنند. »

مردان عموماً در قلب خود همسرانشان را دوست دارند ولی کمتر این محبت قلبی خود را ابراز می کنند.

پیامبر اسلام(ص) فرموده اند: «اگر مرد به زن خود بگوید دوستت دارم ، هرگز این کلام از دل و ذهن زن خارج نمی شود و همواره در خاطر او باقی می ماند»

اما مردان چگونه محبت قلبی خود را به همسرشان ابراز کنند:

 در فواصل روز و شرایط مناسب، با الفاظی عاطفی محبت خود را به همسرش ابراز کنید.

هر چند وقت با اهداء یک شاخه ی گل، محبت قلبی خود را ابراز کنید.

گاهی با یادداشت کوتاهی عاشقانه، محبت قلبی خود را به تحریر در آورید.

روز تولد همسرتان و سالگرد ازدواج تان، را با برپایی جشن ساده و مختصر ارج نهید.

هر روز از محل کار خود ، با همسرتان تماس تلفنی داشته باشید.

در مقابل دیگران از خوبی های همسرتان تعریف کنید.

 به اقوام همسرتان احترام کنید ، و از خطاهای آنها چشم پوشی کنید.

و ...