عشق واقعی از دیدگاه روانشناسی


- شما آنچنان به جاذبه ای که بینتان به وجود آمده است می پردازید که از بررسی دیگر قسمت های رابطه باز می مانید.

- عاشق شده اید یا تحریک شده اید؟؟

- بعضی اوقات وقتی به کسی علاقه مند می شوید، عاشق او نیستید بلکه عاشق تصویر او هستید( یک رابطه ی قوی را باید ساخت)



برای دلباختگی یک لحظه کافی است... ولی عشق حقیقی به وقت نیاز دارد. همچون تفاوت آتش روزنامه و آتش هیزم.

نشانه ی رابطه ی ناسالم:
- ماجراجویی
- هیجان خواهی
- از دست دادن و ترک کردن

نشانه ی رابطه ی سالم:
- دوستی
- اعتماد
- امنیت
- ثبات
- توجه واقعی

به یاد داشته باشید عاشق شدن ساده است
 اما ایجاد یک رابطه ی سالم مستلزم کار سخت است.


گرماي روزهاي نامزدي را حفظ کنيد

 

کلوب


نامزدي، دوراني است که در آن حرف ها تمامي ندارند اما براي خيلي از افراد عمر دوران هم صحبتي در همان نامزدي تمام مي شود و بعد از ازدواج تنها تنها سکوت است و سردي و بي حرفي. اما حقيقت اين است که صحبت کردن فقط يک روي سکه است و روي ديگر آن گوش دادن است که بدون آن ارتباط برقرار نخواهد شد. گوش کردن يکي از مهارت هاي مهم ارتباطي است که در ايجاد و حفظ صميميت نقش دارد.


 

وقتي همسران به حرف هاي يکديگر گوش مي دهند، در واقع نشان مي دهند که دلبستگي ها، نيازها و دل مشغولي هاي خود را کنار گذاشته اند تا همسرشان را بفهمند و با او همدلي کنند. بدين سان اين پيام ارزشمند را به يکديگر مي دهند که «من به تو علاقه دارم. به تو اهميت مي دهم. مي خواهم بدانم تو چه فکر مي کني، چه احساسي داري و به چه چيزهايي نياز داري؟»

گوش کردن متفاوت از شنيدن و چيزي بسيار بيشتر از ساکت ماندن و حرف نزدن است. شنيدن فعاليت منفعل دريافت امواج صوتي است، در حالي که گوش دادن فرآيند فعالي است که هر فرد از روي انتخاب آن را انجام مي دهد. به عبارت ديگر گوش دادن صحيح به قصد فهميدن، يادگيري، لذت بردن و يا کمک به ديگران (به خصوص همسر) صورت مي گيرد. اما نيت افراد در گوش دادن کاذب، با ذهن خواني، آماده کردن پاسخ، مخالفت کردن و ساير موانع پاسخ دادن آلوده شده است.

 

گاه افراد سعي مي کنند به جاي اينکه به صحبت هاي فرد مقابل توجه کنند، از چيزي که منظور واقعي اوست سر در بياورند و يا آن را حدس بزنند.

در اين حالت به جاي اينکه به صحبت هاي فرد مقابل توجه کنند

به مفروضات و حدسيات ذهن خود تکيه مي کنند

 

موانع گوش دادن مؤثر

کلوب

علل بسياري از اختلافات و تعارضات ميان همسران (به ويژه همسران ناموفق) گوش ندادن واقعي به صحبتهاي فرد مقابل و فقط شنيدن حرف هاي اوست. معمولاً گوش کردن واقعي به صحبتهاي ديگران (به ويژه همسر) به دلايل مختلف به ندرت اتفاق مي افتد که در ذيل به برخي از آنها اشاره ميشود.

- مشغوليت ذهني: معمولاً زماني که افراد در حال فکر کردن، تماشاي بازي فوتبال، خواندن روزنامه و يا هر عملي که باعث درگيري ذهني شان مي شود، هستند نمي توانند شنونده خوبي باشند.

- ذهن خواني: گاه افراد سعي مي کنند به جاي اينکه به صحبت هاي فرد مقابل توجه کنند، از چيزي که منظور واقعي اوست سر در بياورند و يا آن را حدس بزنند. در اين حالت به جاي اينکه به صحبت هاي فرد مقابل توجه کنند به مفروضات و حدسيات ذهن خود تکيه مي کنند. مثلاً آقا به همسرش ميگويد: «اين لباس چقدر به تو مي آيد.» و خانم با خود فکر مي کند: «منظور او اين است که من خوش لباس نيستم و فقط وقتي که لباس هاي گران قيمت مي پوشم، خوب به نظر مي رسم.»

- آماده کردن پاسخ: برخي به هنگام صحبت هاي فرد مقابل تنها سرگرم آماده کردن پاسخ به او هستند. اين امر باعث مي شود نتوانند صحبت ها را درست بشنوند.

- فيلتر کردن: فيلتر کردن يعني اينکه مخاطب معمولاً به قسمت هايي از صحبت فرد مقابل توجه مي کند که به نفع اوست. اما به بخش هايي که مخالف نظرش مي باشد يا به نوعي انتقاد به اوست، گوش نمي دهد.

- قضاوت کردن: گاهي افراد به دليل برخي قضاوت هايي که از قبل در مورد گوينده دارند، يا به او گوش نمي دهند، يا گوش مي دهند تا در حرف هاي او شواهد تازه اي مبني بر اثبات قضاوتشان بيابند.

 

 گوش دادن صحيح به قصد فهميدن، يادگيري، لذت بردن و يا کمک به ديگران

(به خصوص همسر) صورت مي گيرد. اما نيت افراد در گوش دادن کاذب،

با ذهن خواني، آماده کردن پاسخ، مخالفت کردن و ساير موانع

پاسخ دادن آلوده شده است

 

کلوب

- اثبات کردن خود:

به طور معمول هرگاه افراد احساس کنند که مورد انتقاد قرار گرفته اند، سعي مي کنند از خود دفاع نمايند. به همين دليل بدون توجه به صحبت هاي گوينده، فقط تلاش مي کنند، خود را اثبات نمايند. گاه حتي ممکن است که در راستاي اثبات حقانيت خود دروغ بگويند، تهمت بزنند، فرياد بکشند و... .

- پند و نصيحت کردن: اين وضعيت زماني ايجاد مي شود که مخاطب مدام وسط حرف گوينده بپرد و شروع به نصيحت او کند. در اين حالت نه تنها مخاطب هيچ توجهي به صحبت هاي فرد مقابل نمي کند بلکه اجازه تمام کردن و به نتيجه رساندن حرف ها را هم از او مي گيرد. مثلاً زماني که مردي درباره مشکلات شغلي اش با همسرش صحبت مي کند و زن مدام وسط حرف او مي پرد و به او مي گويد که بايد چگونه با همکار يا رئيسش صحبت کند. در حالي که مرد فقط مي خواهد با او درد دل کند. اما اين برخورد باعث مي شود که او در نهايت از اين همه پند و نصيحت همسرش خسته شود.

- يکي به دو کردن: در اين حالت افراد فقط به صحبت هاي فرد مقابل گوش مي دهند تا با او مخالفت کنند و نظر شخصي خود را ابراز و اعمال نمايند.

- دلجويي کردن: گاهي برخي پس از شنيدن شکايت يا انتقاد فرد مقابل، بلافاصله وسط حرف او مي پرند و تقصيرها را برعهده گرفته، شروع به معذرت خواهي مي کنند. دراين حالت آنها اجازه نمي دهند که فرد مقابل علت نگراني يا ناراحتي خود را بيان کند. (ر. ک. رابطه موثر، ماتيو مک کي و همکاران، مترجم: مهدي قراچه داغي، فصل مهارتهاي اوليه)

 

 

 

 اکرم اشرفي نژاد

بخش کلوب ازدواج

رمز جذابیت و محبوبیت زن

 


باری تعالی زن را ریحانه خلق کرد و مرد را عماد. زن را گلی برای مرد و مرد را ساقه‌ای برای زن آفرید. زن به مرد جلال و شکوه بخشید و مرد به زن راست‌قامتی و ایستادگی؛ و هر دو مایه‌ی آرامش هم شدند. زن رنگ شد و عطر شد تا مرد خواستنی و دیدنی شود و مرد خار شد و ریشه شد تا زن از گزند باد و بید در امان باشد. زن جلوه‌ی احساس شد و مرد نماد اقتدار. آنچه که از موهبت حیا و عفت و حجب در کاسه‌ی دل زن ریخته شد بیش از مرد بود. به درون رگ مرد نیز رشک و تعصب و غیرت تزریق شد.


پرده اول: داستان خلقت: «و خداوند انسان را نیمی از جنس مرد و نیمی از جنس زن آفرید و فرمود: فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ ...»

رمز جذابیت و محبوبیت زن

آن هنگام که حضرت حق، روح اشرف مخلوقات را در کالبد این آفریده‌ی شگرف می‌دمید، به هر نیمه موهبتهایی بخشید و هر کدام را نسبت به دیگری نیازمند نمود. فرشتگان درگاه الهی مأمور شدند به این‌که خاک خلقت زن را بیشتر غربال کنند تا نرمی وجود او بیشتر شود. اما برای مرد اینچنین نبود، چون مرد باید با زبری روزگار روبرو می‌شد و اندکی ضمختی در وجودش لازم بود.

 

آنچه که از موهبت حیا و عفت و حجب در کاسه‌ی دل زن ریخته شد بیش از مرد بود. به درون رگ مرد نیز رشک و تعصب و غیرت تزریق شد. محبت، عشق، دلدادگی، وفاداری، زیبادوستی و پاکدامنی نیز بین هر دو نیمه وجود بشر به یکسان تقسیم شد.

 

زن در کلاس صبر و ناز و انتظار شاگرد اول شد و مرد در کلاس تمنّا و نیاز و تلاش برای وصال. زن آموخت که چگونه دل برباید و مرد آموخت که چگونه دل به دست آرد. بشر موجود شریفی بود. رشد و تربیت این شرافت به زن سپرده شد و صیانت و حمایت از آن به مرد. انسان معصوم بود. عصمت در درون زن رشد یافت و مرد نگهبان خدا برای حفظ این معصومیت گماشته شد.

 

پس از خلق بشر، هر آنچه که رحمان آفرید از جنس محبت بود. از جنس عشق، از جنس زیبایی. آدمی آموخت که نیم خود را با این محبت و مهر می‌تواند به نیم دیگر پیوند زند. بشر فهمید که کمال از جنس مهربانی است و کامل بودن جز با عشق حاصل نمی‌شود.

 

اما مرد عصیانگر بود و سرکش. نگاه به هر سو داشت و میل به کشف و ادارک. پس حجاب چشم بر او واجب شد تا نگاهش فقط به سوی محبوب خود باشد. زن نیز چون لطیف بود و زیبا، میل به خودآرایی و نمایانگری داشت. پس حجاب تن بر او واجب شد تا گرفتار تبرج نشود. این شد که خداوند اول بار حجاب چشم را به سوی مرد نازل کرد و سپس حجاب تن را برای زن آفرید.

 

حجاب نیز آفرینشی از جنس محبت بود، چون با حجاب تمنای مرد از زن بیش از پیش شد. مرد خواهان آن چیزی بود که سهل‌الوصول نباشد و پوشیدگی زن را دوست می‌داشت. برای مرد آن چیزی ارزشمند بود که با تلاش و کوشش به دست آید.

اما مرد عصیانگر بود و سرکش. نگاه به هر سو داشت و میل به کشف و ادارک. پس حجاب چشم بر او واجب شد تا نگاهش فقط به سوی محبوب خود باشد

با حجاب، متانت زن نیز بیش از پیش شد. چون زن خواهان خواهش مرد بود و حجاب باعث می‌شد که زن خواستگار پیدا کند و خواستنی شود. زن دانست که رمز برتری جسم ظریف او بر درشتی هیبت مرد، نگاه متین است و اخم ابرو و کلام با صلابت. مرد نیز پی برد که راه ورود به قلب صاحب این متانت و سرسنگینی و صلابت، کرنش است و محبت و خواهش.

زن آموخت که باید به راحتی دست‌یافتنی نباشد، همچون مروارید درون صدف؛ و مرد فهمید که برای وصال به گوهر وجود محبوب، دست‌درازی بی‌فایده است و اجازه و مراعات و طلب لازم است. زن فهمید که سر سرکش مرد را با حجب می‌توان به سوی خود گرداند و مرد فهمید که حجاب نشانه علقه و مهر و وفای زن به اوست. حجاب اینگونه رمز شکل‌گیری محبت بین زن و مرد شد.

 

با حجاب، زن فهمید که جایگاه او در نظام هستی، مطلوب و محبوب و معشوق است و مرد فهمید که آفرینش برای او حکم طالب و مایل و عاشق رقم زده است. اینگونه بود که در جنت‌المأوی زن ارزشمند شد و مرد قدردان. اینگونه بود که در بهشت عدن، زن لایق مادر شدن گشت و ام‌البشر نام‌گرفت و مرد سعادت حامی‌بودن، پشتوانه بودن و تکیه‌گاه بودن پیدا کرد تا از مادرانگی‌های زن مراقبت نماید.

 

حجاب بود که مرد را از تعهد زن به زندگی آگاه نمود، زن را از وفاداری مرد به عهد خود مطمئن ساخت و پیوند زن و مرد را محکم کرد.

 

بخش خانواده ایرانی تبیان

مرزهاي «ما» شدن

 


همه ما در طول زندگي به لحظاتي نياز داريم که تنها و در خلوت خودمان باشيم و دوست نداريم هيچ‌كس حريم خصوصي‌مان را به هم بزند...

مرزهاي «ما» شدن

خيلي ها فکر مي‌کنند زندگي مشترک يعني بايد همه چيز را با همسرمان به شراکت بگذاريم و درست از لحظه جاري شدن خطبه عقد، نامزد ما يکي از اعضاي خانواده به حساب مي‌آيد که پرده پوشي مسائل از او معنايي ندارد. اما بد نيست بدانيد که اين نقطه، درست نقطه شروع دردسرهايي است که مي‌تواند اوقات خوش نامزدي و عروسي را به کام هر دوي شما تلخ کند. نداشتن حريم خصوصي و در نظر نگرفتن اين حريم براي نامزدتان، عواقب سنگيني خواهد  داشت!

کسي نمي‌گويد شما بايد همه چيز را از نامزدتان پنهان کنيد يا درباره هيچ موضوعي از او سوال نپرسيد. فقط بايد بدانيد چه چيزي در زندگي شما به هم مربوط مي‌شود و حد و مرز اشتراکاتتان چقدر است. اين که بخواهيد همه جا با هم باشيد، از کار هم سر در بياوريد، يک لحظه همديگر را تنها نگذاريد و... يعني چيزي به عنوان حريم شخصي در روابط شما وجود ندارد و اين خطرناک است.

هر يک از ما به‌تنهايي براي خود قلمرويي داريم که مخصوص خود ماست؛ مثل افکاري که در ذهنمان مي‌پرورانيم، اهداف شخصي‌مان و حتي مجموعه رفتارهايي که از ما سر مي‌زند و تمام چيزهايي که ما را به خودمان مي‌شناساند. وقتي 2 نفر با هم ازدواج مي‌کنند، نسبت به همسرشان احساس مالکيت دارند و گاهي به خودشان حق مي‌دهند که در مورد هر چيز مربوط به او تصميم بگيرند و اين به معني از دست دادن حريم خصوصي است که در نتيجه آن احساس بي هويتي، پرخاشگري و عصبي بودن به وجود مي‌آيد.

اين که شما تلفن ها و اس ام اس هاي نامزدتان را چک مي‌کنيد، از او درباره ريزترين مسائل خانوادگي اش سوال مي‌پرسيد، اصرار داريد هر جا مي‌رود همراهش باشيد، فرصت تنهايي و حتي سر زدن به دوستانش را از او مي‌گيريد و سعي داريد پرونده تمام دوستانش را زير و رو کنيد چه معني اي دارد جز بي توجهي به حد و مرزهاي خودتان و نامزدتان؟

نتيجه چنين کاري اگر دعوا و جنگ و جدال نباشد، در بهترين حالت دلزدگي از هم و احساس اشباع شدن از طرف مقابل است. به بيان ساده تر سردي روابط. شما که چنين چيزي را نمي‌خواهيد؟

زوج هايي که زيادي دم پر هم هستند و حريم خصوصي همديگر را نقض مي‌کنند، بعد از مدتي به شخصيت‌هايي وابسته تبديل مي‌شوند که بدون ديگران نمي‌تواند هيچ‌کاري را انجام دهند و از خود هيچ‌ اراده‌اي نخواهند داشت. نامزد شما لحظه‌هايي را مي‌خواهد که تنها باشد، با خودش خلوت کند، به دوستانش سر بزند، به ياد روزهاي تجرد فعاليت هاي لذتبخشي که دوست دارد انجام دهد و...

داشتن حريم خصوصي به افراد انگيزه پيشرفت در زندگي و مقابله با مشکلات مي‌دهد. فردي که به حريم خصوصي‌اش احترام گذاشته مي‌شود، عزت نفس و اعتماد به‌نفس کافي براي زندگي دارد. هر شخصي در حريم خصوصي‌اش به خودش اهميت مي‌دهد و به خودش فکر مي‌کند

اين فرصتي است براي اينكه با خود روبرو شود و رفتار و اعمال خود را مورد قضاوت قرار دهد و آن را اصلاح كند چرا که انسان در خلوت خود بدون ريا و تظاهر و بدون اثر گرفتن از هيچ‌چيز و هيچ‌کس به تفکر مي‌پردازد و نتايج بهتر و دقيق‌تري خواهد گرفت.

فراموش نکنيد که شما مالک هم نيستيد بلکه شريک زندگي يکديگريد. پس سعي کنيد همه چيز را با مشارکت پيش ببريد و در عين حال نظرات فردي خود را داشته باشيد. خسته کننده ترين آدم ها کساني هستند که خود را فراموش کرده اند و فقط از ديد همسرشان به خود نگاه مي‌کنند. نمونه اش نامزدهايي که با هم به رستوران مي‌روند و هرکدام انتخاب غذا را به طرف مقابل واگذار مي‌کند: «هر چيزي تو سفارش بدهي من هم همان را مي‌خورم!»

يادتان باشد در حفظ حريم خصوصي از آن طرف بام نيفتيد! حريم شما تا حدي بايد باشد که مانع رسيدگي به وظايفتان نشود. شما براي اين که يک زندگي مشترک خوب را بسازيد، بايد همسرتان را راضي نگه داريد پس حريم خصوصي شما ديگر حريم خصوصي دوران تجردتان نيست که سفت و سخت به آن پايبند بمانيد. بايد مرزهاي اين حريم را کوچکتر کنيد اما حذف آن هرگز!

 

فرآوري: فاطمه ايماني

بخش کلوب ازدواج تبيان

مقدمات لازم برای ازدواج

 


شرایط ازدواج رشد است؛ نه بلوغ جنسی و جسمی. شش نوع بلوغ وجود دارد که پنج نوع آن باید قبل از ازدواج محقّق شود. به مجموعه ی بلوغ فکری، بلوغ عاطفی، بلوغ جنسی و بلوغ اجتماعی رشد گفته می‌شود. بلوغ اجتماعی می تواند بعد از ازدواج  محقّق شود.


مقدمات لازم برای ازدواج

اما رشد به زبان ساده یعنی داشتن درک متقابل، هم در مسائل جنسی و هم در مسائل انسانی که در ایران معمولا برای دختران بعد از 18 سالگی و برای پسران بعد از 20 سالگی ایجاد می شود.

احساس نیاز به ازدواج، یک سری علائم مستقیم دارد و یک سری علائم غیر مستقیم. علائم مستقیم عبارتند از: حسّاس شدن به جنس مخالف در رفتار و تخیّل. علائم غیر مستقیم عبارتند از: بروز ناگهانی حالت های غیرمتعارف روحی نظیر پرخاشگری، خودنمایی و حتّی مهربانی.

بعضی افراد با وجود رسیدن به سن رشد، نسبت به جنس مخالف دلزدگی دارند و این امر موجب عدم رغبت آن ها برای ازدواج می شود. این افراد حتماً باید با روانشناس مشورت کنند.

بعضی افراد که به سن رشد رسیده اند و به دنبال تحصیل علم هستند، به دو شرط می توانند ازدواج را به تأخیر بیندازند: رد نشدن از سن متعارف و نداشتن هیچ‌گونه مزاحمت درونی و بیرونی.

برای شروع چه باید کرد؟

برای ازدواج که یکی از حساس ترین انتخاب های ماست، مشاوره و مطالعه اصلی‌ترین نقطه شروع است. البته هر کسی به قدر وسع خود وظیفه دارد. شاید برای یک فرد عامی یا روستایی که دسترسی به منابع ندارد، مشورت به چند نفر کافی باشد؛ ولی برای یک فرد تحصیل کرده خواندن حدّاقل چند کتاب در مورد ازدواج، همسرداری، تربیت فرزند و خانه داری لازم است.

مشورت با افراد امین و آگاه مکمل است. مشاور می تواند با توجّه به شرایط، کتبِ خوب را اولویت بندی و به ما معرفی کند. یادتان باشد که لزوماً تمام قسمت های کتاب ها درست نیست. مشاور می تواند در نقد کتاب و پیدا کردن حقیقت ما را یاری کند. بسیاری از کتاب‌ها در مورد آنچه که خوب است صحبت می کنند؛ اما روش رسیدن و تشخیص خوبی به شرایط زمان و مکان بر می گردد. یک مشاور خوب معمولاً به روش ها آگاهی دارد. این مشاور باید متدیّن، عاقل، فهیم، دلسوز، خیرخواه، امین و رازدار باشد و نسبت به مسائل ازدواج آگاهی کامل داشته باشد.

مقدمات لازم برای ازدواج

پیش نیاز اساسی برای ازدواج

متأسّفانه در حال حاضر، بسیاری از جوانان در امر ازدواج صرفاً به منابع روانشناسی غربی تکیه می کنند. این امر دو علّت دارد. یکی اینکه مسلمانان به دستورات اسلامی عمل نمی کنند. دوم اینکه دشمنان با طرح شبهات مقایسه ای بین زن و مرد، اسلام را سیستمی کهنه و مرتجع قلمداد می کنند. در امر ازدواج بر جوانان مسلمان وظیفه است به منابع ناب دینی رجوع کنند.

بر جوان واجب است قبل از ازدواج کار کند، تا درآمدی هر چند مختصر داشته باشد. از خودسری و تکروی بپرهیزد. والدین را در این امر با خود همراه کند و در هر صورت احترام و اکرام آن ها را از یاد نبرد.

در قرآن کریم آمده است: جوانان بدون همسر را همسر دهید. اگر فقیر باشند، خداوند از فضل و رحمت خود آنان را غنی و بی نیاز می کند. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله هم فرمودند:  کسی که ازدواج را به خاطر خوف روزی ترک کند، به تحقیق که سوء ظن به خود برده است.

بد نیست بدانید که آمارها نشان داده که جوانان متأهّل، مهم ترین مسأله در ازدواج را تطابق فرهنگی می دانند؛ نه مانع اقتصادی و برعکس بسیاری از مجّردها مهم ترین دغدغه را عامل اقتصادی می دانند.

 

 

بخش کلوب ازدواج تبیان

عوارض استمنا و راه های درمان آن چیست؟

دوست عزیز و گرامی، پاسخ چنین شخصی که با چنین مشکلی روبروست در زیر آمده است از وی بخواهید آن را مطالعه کند.
شما خوب می دانید که:این عمل حرام و خلاف شرع است که روایات فراوان و آیات بر حرمت این عمل دلالت دارد مثل آیه 30 سوره معارج «فمن ابتغی وراء ذلک فاولئک هم العادون» و هر راهی غیر از ازدواج محکوم به حرمت است.
عواقب خودارضایی:
توجه و آگاهی به عواقب خودارضایی باعث می شود که انسان بهتر بتواند دامن همت به کمر زده و از این گناه اجتناب ورزد. البته عواقب سوء و پیامدهای منفی و عملی این گناه جدای از آنکه معصیت و حرام است، فراتر از آن است که بتوان آنها را برشمرد؛ بلکه فقط به چند مورد از آن اکتفا می‏کنیم:
ادامه نوشته

عوارض استمنا یا همون خود ارضایی چيست ؟و راه های ترک آن

 

بزرگترين عارضه آن افسردگي-بد بيني و گوشه گيري و احساس پوچي ست. زيرا بزرگترين مزيت سکس احساس پذيرفته شدن مي باشد که فرد را ارضا مي کند که در خود ارضايي ايجاد نمي شود . افراد جلقي افرادي بي اراده-تنبل-کمرو -تندخو -خودخواه بدبين عبوس هستند و قدرت سازش با مردم را ندارند. اما در پسران عوارض آن به صورت افراطي عبارتند از :

 

1-ضعف بينايي 2-قوس کمر 3- سياهي افتادن دور چشمها 4-ضعف عمومي و ........5- استمنا باعث انزال زودرس در آينده مي گردد. 6-دفع بي اختيار مني ( اسپرماطوره) 7-احتلام مکرر ( خروج مني هنگام خواب به طور غير ارداي بيش از حد معمول ) اما راه ترک اين عمل عبارتند از : راههاي موقت :

 

1- ورزش بسيار بسيار سنگين تا سر حد خستگي

 

2- روزه گرفتن ( عدم مصرف غذاهاي محرک مثل شکلات و موز و ....قبلا در ضعف جنسي توضيح دادم) 3- عدم مشاهده فيلمها و عکسهاي سکسي و محرک 4- عدم خواندن داستانهاي پور نوگرافي 5-پر هيز از تنهايي

 

۳-به محض لغزش فوراً توبه کنيدو سعى کنيد که ديگر تکرار نشود. 

 

۴- پر کردن کامل وقت خود تا جايي که وقت بيکاري براي خيالپردازي نماند

 

۵- عدم معاشرت با دوستاني که فکر و ذکرشان سکس است .

 

۶- عدم تمرکز و اختلاط بر روي اندامهاي بانوان و يا پر هيز از صحبت کردن شهوت آميز با جنس مخالف... راه هاي دايم : يگانه راه دايم ترک استمنا ازدواج از نوع دايم يا موقت است به طوري که سکس منظم داشته باشيد . بعد از سکس منظم به ندرت مي توانيد خود را متقاعد کنيد که سمت چنين اعمالي برويد . در پاسخ سوال چهارم که خانم محترم مطرح کرده اند عرض نمايم که دو احتمال وجود دارد:

 

1-احتمال قويتر آن که شوهر شما شديدا به استمنا خو گرفته و مقاربت وي را ارضا نمي کند و در حين مقاربت در فکر و خيال سير مي کند...

 

2-احتمال ضعيفتر ان که شما قادر به ارضاي کامل وي نيستيد که البته با توجه به اين که گفته ايد خيلي شهوتي هستيد تقريبا منتفي ست مگر آن که خيلي زود ارگاسم شويد. در مورد سوال بعدي شما نيروي جنسي بله به ژنتيک خيلي وابسته است. معمولا زنان عرب و همچنين زنان شمال ايران و نيز زنان با پوست تيره شهوت بيشتري دارند. البته تغذيه و عوامل روحي و رواني-امنيت فکري و رضايت از زندگي و منظم بودن عادت ماهيانه نيز بسيار موثرند. در مورد شوهرتان هم سعي کنيد علت اين امر را از وي جويا شويد و به وي بيشتر محبت کنيد در سکس سعي کنيد مانند ستاره هاي سکسي در فيلمها عمل کنيد تا ايشان شما را با هنرپيشه هاي سکسي خيالي ذهنش تعويض کند. با عنايت به مباحث مذکور وظيفه همه جوانان جامعه عزيزمان است که به سکس اهميت خاصي در زندگي خود قايل شده و آن را با احساس تلفيق نموده و لذت سکس توام با عشق را چشيده تا زير بنايي باشد براي ارتقاي خود و ايران عزيزمان باشد.
--------------------------------------------
براي اينکه درخواست روشهاي ترک استمنا زياده پيشنهاد مي کنم که در ادامه اين مقاله را هم بخوانيد:
بهترين روشهاي ترک جلق

 

1- سعى کنيد هميشه پيش از خواب مثانه خود را تخليه کنيد و شبهاى به خصوص غذايى سبک ميل کنيد.
2- هرگز شکم خود را بيش از حد معمول پر نکنيد بلکه تا چند لقمه ديگر که جاى داريد دست بکشيد.
3- از پوشيدن لباسهاى تنگ و چسبان (به خصوص لباس زير اينچنينى) اجتناب ورزيد.
4- هرگز فکر گناه را به ذهن خود راه ندهيد و از تصور و تخيل امور جنسى و شهوانى سخت پرهيز کنيد.
5- از خواندن، شنيدن، نگاه کردن به امور و تصاوير شهوتآفرين دورى کنيد.
6- از خوردن مواد غذايى محرک مانند: خرما، پياز، فلفل، تخممرغ و غذاهاى چرب اجتناب و يا به حداقل اکتفا نماييد.
7- از نگاه کردن و دستورزى به اندام جنسى خود پرهيز کنيد.
8- هرگز به رو نخوابيد.
9- هيچگاه تنها در يک مکان نباشيد تا فرصت و زمينه گناه از بين برود.
10- براى تخليه انرژى زايد بدن به طور منظم و زياد ورزش کنيد.
11- هيچگاه بيکار نباشيد و هميشه براى مشغول ساختن خود به فعاليتى مطلوب و مثبت برنامه داشته باشيد.
12- روزه مستحبى بگيريد و اگر قادر نيستيد، روزه تربيتى بگيريد يعنى به کمترين مقدار غذا و کمحجمترين نوع غذاها اکتفا کنيد و وعده غذايى خود را کم کنيد.
13- هرگز به نامحرم نگاه نکنيد، حتى اگر به ارتباط کلامى با آنها مجبور باشيد.
14- با جنس مخالف رفتار متکبرانه داشته باشيد، هرگز با روى باز و نرمى با آنها برخورد نکنيد.
15- هرگاه افکار جنسى به ذهن شما وارد شد خود را تنبيه کنيد. مثلاً با بستن يک کش به مچ دست خود و کشيدن و رها کردن آن به خود هشدار دهيد.
16- به بدى گناه و عواقب آن بيانديشيد و تا زمانى که به گناه آلوده نشدهايد بيشتر در فکر زيانهاى خطرات، آبروريزى و عقاب آن باشيد.
17- هرگز از رحمت خدا مأيوس نباشيد.
18- به محض لغزش فوراً توبه کنيدو سعى کنيد که ديگر تکرار نشود.
19- قرآن زياد بخوانيد و در معانى آيات آن تفکر کنيد.
20- در مجالس مذهبى، دعا و توسل و موعظه زياد شرکت کنيد.
21- از کتبى که جنبه موعظه و بيدارگرى قلبى دارد بهره بگيريد و مقيد باشيد در روز چند ساعت به مطالعه اينگونه کتب بپردازيد. براى مثال مجموعه کتابهاى شهيد دستغيب توصيه مىشود به خصوص کتاب گناهان کبيره، قلب قرآن، ايمان، قلب سليم و معاد و. 22- اوقات فراغت خود را با مطالعه، ورزش، زيارت، عبادت و عيادت از نزديکان و. پر کنيد.
23- به معاد و قيامت فکر کنيد.
24- ذکر لاحول ولا قوة الا باللَّه را زياد برزبان جارى سازيد.
25- عبادتهاى خود مانند نماز و روزه و. را صحيح و دقيق و در اول وقت انجام دهيد و در انجام هر چه کاملتر و بهتر نماز خود بکوشيد و در اين مورد از کتاب آدابالصلوة امام خمينى بهره بگيريد.
26- از محيطهاى آلوده، سخت دورى کنيد و بيشتر وقت خود را در کتابخانه بگذرانيد و بىعلت در خيابانهاى آلوده نباشيد.
برادر عزيزم مجدداً تکرار ميکنيم که سعى در پايبندى به دستورالعملها است که مفيد خواهد بود، لذا تلاش کنيد که کاملاً دقيق و صحيح به آنها عمل کنيد. اما بايد خاطرنشان سازيم که عوارض استمناء خيلى زياد است و آنچه شما در لابلاى نامه خود اشاره کرده و برشمردهايد از عوارض زشت و منفى اين عمل پليد است، مثلاً عدم تمرکز حواس، پرخاشگرى، عصبانيت زود و سريع، تار شدن چشمان، کاهش دقت، لرزش دستها و. جملگى از عواقب زشت اين عمل است که در صورت استمرار حتى افکار و روحيات شما را نيز تهديد مىکند ولى با پاک ساختن رفتار خود از آن عمل زشت اين عوارض منفى نيز از بين رفته و فردى پاک و وارسته خواهيد شد و از زندگى خود لذت مىبريد، بنابراين به منظور فرار از پيامدهاى منفى اين عمل زشت لازم است هر چه سريعتر و کاملتر به دستورالعملهاى فوقالذکر عمل کنيد و ديگر هرگز به سراغ آن عمل نرويد. توجه داشته باشيد که اگر دستورالعملهاى فيزيولوژيکى فوق مانند شمارههاى 1 تا 10 را عمل کنيد، ديگر دچار نعوظ صبحگاهى نيز نخواهيد شد.
اميدواريم با عمل به برنامه ارائه شده، ديگر نيازمند ارتباط با جنس مخالف هم نباشيد، همانگونه که پاکى چنين اقتضاء مىکند و از جمله دستورهاى اکيد ما همين است چه با ارتباط با جنس مخالف نيروى شهوانى تحريک مىشود و چون زمينه ارضاى صحيح نمىيابيد به خودارضايى منتهى مىگردد بنابراين لازم است که هرگز به سراغ ارتباط با جنس مخالف نرويد و به هيچ شکلى با آنها ارتباط برقرار نکنيد و همانگونه که گذشت کاملاً متکبرانه رفتار کنيد

خود ارضایی و پیامدهای آن

 

« استمنا » يا « خودارضايي » يكي از راه هاي انحرافي در ارضاي ميل جنسي است كه نسل جوان را در معرض آسيب هاي جدي قرار مي‏دهد.
از همين رو مي‏توان آن را نوعي انحراف جنسي يا بيماري ناميد كه با جديت بايد در درمان آن كوشيد.
آسيب هاي ناشي از خودارضايي به گونه هاي مختلفي تقسيم ‏پذير است كه به اختصار به برخي از آنها اشاره مي‏شود:
به طور کلی چهار نوع آسیب در پرتوی استمناء یافت می شود :
1. آسيب هاي جسماني
2. آسيب هاي روحي و رواني‏ ضعف حافظه و حواس‏پرتي،
3. آسيب هاي اجتماعي‏ ناسازگاري خانوادگي،
4. آسيب هاي معنوي و اخروي
این آسیب ها به عنوان سرشاخه های این مقاله به شمار می رود و در هر شاخه مواردی از آسیب های این عمل بررسی شده:

1. آسيب هاي جسماني

‏ يكي از روش هاي شناخت پيشرفت بيماري ها در پزشكي، مرحله‏ بندي (staging) علايم بيماري است. براين اساس، برحسب عوارض ايجاد شده در بيمار مبتلا به خودارضايي، سه مرحله (stage) بيان شده است:

1- مرحله مشكل ساز (Problematic)

در افرادي كه مدتي است گرفتار خودارضايي شده اند، زودرس ترين عوارض ناشي‏از خودارضايي عبارت است از:
الف. خستگي و كوفتگي (Fatigues/Tiredness)،
ب. عدم تمركز حواس (Lack of concentration)،
ج. ضعف حافظه (Poor memory)،
د. استرس و اضطراب

2-(Stress/Anxiety). . مرحله گرفتاري شديد (Severe)

بروز علايم زير در فرد گرفتار، نشان دهنده آن است كه شدت ابتلاي وي يا مدت آن بيش از مرحله اول است و در نتيجه عوارض شديدتري ظاهر شده است:
الف. خستگي و كوفتگي (Fatigues/Tiredness)،
ب. نوسان خلق يا تغييرات سريع خلقي (Mood swings)،
ج. حساسيت بيش از حد و زودرنجي ( Irritability)،
د. كمردرد (Lower back pain)، ه. نازك شدن موها (Thinning hair)،
و. ناتواني جنسي زودرس در جواني (Youth impotence)،
ز. بي‏خوابي يا بدخوابي و مشكلات مشابه

3-(Insomnia/Sleep problem). . مرحله گرفتاري بسيار شديد يا حالت اعتياد (Addictive):

الف. خستگي و كوفتگي (Fatigues/Tiredness)،
ب. ريزش شديد موها (Severe hair loss)،
ج. تارشدن ديد چشم ها (Blurred vision)،
د. وز وز گوش (Buzzing in the ears)،
ه. انزال زودرس و غيرارادي يا خروج مني به صورت قطره قطره ( prematurelyEjaculation)،
و. درد كشاله ران و ناحيه تناسلي (Groin/Testicular pain)،
ز. دردهاي قولنجي در ناحيه لگن و استخوان دنبالچه ( the pelvic cavity or tail bonePain or cramps in).
نحوه پيدايش عوارض‏ در دانش پزشكي، روند پيدايش علايم يك بيماري و چگونگي بروز عوارض و نشانه هاي كلينيكي، در شناخت هر چه بيشتر يك بيماري بسيار مهم است و مي‏تواند پزشك را در تشخيص و درمان بهتر بيماري و مريض را در پيشگيري كمك كند. به اين دليل مناسب است درباره نحوه پيدايش برخي از عوارض خود ارضايي كه در به آن اشاره شد بيشتر به آن توضيح داده شود تا خواننده عزيز با روند پيدايش اين عوارض، يا به اصطلاح پاتوفيزيولوژي (Pathophysiology) آن آشنا شود.
1. خستگي و كوفتگي: انقباض شديد و يك مرتبه تمام عضلات بدن در جريان انزال (ارگاسم يا اوج لذت جنسي)، باعث مصرف سريع مواد غذايي ذخيره شده در عضلات و به طور عمده كاهش گليكوژن (ماده اصلي لازم براي توليد انرژي عضلاني) مي‏شود. خستگي عضلاني تقريبا با سرعت تهي شدن عضلات از گليكوژن رابطه مستقيم دارد و هرچه اين سرعت بيشتر باشد، خستگي بيشتر است ‏فيزيولوژي گايتون، ترجمه دكتر فرخ شادان، تجديد نظر هفتم، 1986 (تهران: چهر، 1365)، ج 1، ص 313.. در خودارضايي، به علت انقباض هاي مكرر عضلات بدن، ذخاير گليكوژن عضلات به سرعت تمام مي‏شود و خستگي و كوفتگي هميشه از عوارض بديهي آن است.
2- ريزش مو: خودارضايي به تدريج با تغييرات هورموني و شيميايي كه در بدن ايجاد مي‏كند، باعث افزايش هورمون جنسي مردانه؛ يعني، تستوسترون به دي هيدرو تستوسترون (DHT=Dihydrotestosterone) مي‏شود كه از عواقب بالا بودن ماده DHTدر خون، ريزش موها و تاسي و بزرگ شدن پروستات و عوارض ناشي از آن در پيري است.
3. خود ارضايي مكرر باعث تحريك بيش از حد سيستم عصبي پاراسمپاتيك و افزايش تخليه اَسِتيل كولين (Acetyle Choline) از انتهاي اين رشته ها در مغز مي‏گردد
اين خود باعث پاره‏اي از عوارض جسماني و رواني، چون حواس‏پرتي (Absentmilndedness)، كمي حافظه (Memory)، عدم تمركز حواس، سياهي رفتن چشم و در نهايت تاري ديد مي‏شود. تمام اين علامت ها ناشي از تغيير تعادل ميزان مواد شيميايي موجود در مغز است كه بين سلول هاي عصبي رد و بدل مي‏شود و انتقال پيام هاي مختلف را بر عهده دارد.
4_. برخي نيز بر اين عقيده‏اند كه علت بروز اختلالات مغزي (مانند حواس پرتي، عدم تمركز حواس و كاهش حافظه) ناشي از ظرفيت عظيمي از انرژي بدن است
در هر بار انزال، تخليه شده و هدر مي‏رود؛ زيرا مايع مني حاوي مقدار بسيار زيادي DNA (هسته 400-300، اسپرمي كه در هر انزال خارج مي‏شود)، RNA آنزيم ها، پروتئين ها، مواد قندي، لسيتين (Lecithin)، كلسيم، فسفر، نمك هاي بيولوژيك، تستوسترون و... است. اين ذخاير عظيم انرژي - كه بايد در بدن براي رشد و تقويت بخش هاي مختلف مورد استفاده قرار گيرد - بيهوده و به طور مكرر از بدن خارج مي‏شود و هر كدام عوارضي را به دنبال مي‏آورند. براي مثال از آنجا كه سلول هاي خوني و پلاكت ها در مغز استخوان ها توليد مي‏شود و به تكامل نهايي مي‏رسد و براي توليد آنها نيز انرژي بسيار زيادي مورد نياز است؛ در افراد گرفتار خودارضايي، تكامل مغز استخوان و در نتيجه توليد سلول هاي خوني با مشكل مواجه شده و منشأ كم خوني، ضعف و خستگي در اين افراد است. نيز دفع فسفر و ليستين بيش از حد از طريق انزال هاي مكرر، باعث كاهش ذخاير اين مواد مي‏شود كه مواد حياتي براي سلامتي سلول هاي عصبي هستند و در نتيجه اختلال عملكرد سيستم عصبي، مانند حواس پرتي، عدم تمركز حواس و... بروز خواهد كرد. .

2. آسيب هاي روحي و رواني‏

ضعف حافظه و حواس‏پرتي،
اضطراب،
منزوي شدن و گوشه‏گيري،
افسردگي،
بي‏نشاطي و لذت نبردن از زندگي،
پرخاشگري،
بداخلاقي و تندخويي،
كسالت دائمي و ضعف اراده،
احساس حقارت،
عدم اعتماد به نفس،
احساس گناه و عذاب وجدان بروندادهاي رواني و روحي خودارضايي است.(( شرح پاره‏اي از اين موارد در مباحث گذشته روشن شد.))

3. آسيب هاي اجتماعي

‏ ناسازگاري خانوادگي،
بي‏ميل شدن به همسر و ازدواج،
ناتواني در ارتباط با جنس مخالف و همسر،
احساس طرد شدن،
از بين رفتن عزّت، پاكي، شرافت و جايگاه اجتماعي،
دير ازدواج كردن
و لذت نبردن از زندگي مشترك‏

4. آسيب هاي معنوي و اخروي‏

هيچ يك از آسيب هاي پيش گفته، به اهميت آسيب هاي معنوي نيست؛ زيرا آسيب هاي معنوي، جان و دل و به عبارت ديگر كنه حقيقت وجود آدمي را تباه مي‏سازد. خودارضايي از نظر دين يك گناه است و به تعبير قرآن زنگار بر دل مي‏نهد: «كَلاَّ بَلْ رانَ عَلي‏ قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ»؛ «چنين مباد! بلكه اعمال (ناشايست) دل هاي آنان را زنگار زده است».مطففين (83)، آيه 24. زنگ يا زنگار در اشياي مادي، همان چيزي است كه روي فلزات و اشياي قيمتي مي‏نشيند و معمولاً نشانه پوسيدن و از بين رفتنِ شفافيت و درخشندگي آن و در نهايت ضايع شدن و از بين رفتن آن است. علامه طباطبايي در تفسير الميزان ‏مي‏فرمايد: از آيه شريفه سه نكته استفاده مي‏شود:
1. اعمال زشت، نقش و صورتي به نفس و روح انسان مي‏دهند؛
2. اين نقش و صورت خاص، مانع آن است كه نفس آدمي حق و حقيقت را درك كند؛
3. نفس آدمي به حسب طبع اوليه‏اش صفا و جلايي دارد كه با داشتن آن، حق را آن طور كه هست درك مي‏كند. طباطبايي، سيد محمد حسين، ترجمه تفسير الميزان، ترجمه سيد محمد باقر موسوي همداني، (تلخيص)، (قم: دفتر انتشارات اسلامي، بي‏چا، بي‏تا)،
همچنين آسيب هاي معنوي جهان گذران را در مي‏نوردد و اگر اصلاح نگردد، حيات جاودان آدمي را در معرض تباهي و شوربختي قرار مي‏دهد. از اين رو نصوص ديني نسبت به آن هشدارهاي لازم را داده ‏اند.
پيامبر اكرم‏صلي الله عليه وآله وسلم در اين باره مي‏فرمايد: «ناكح الكف ملعون»؛«ملعون است كسي كه خودارضايي كند» ري شهري، محمد، ميزان الحكمة، ج 12، ص 5654.
امام صادق‏عليه السلام نيز مي‏فرمايد: «با سه گروه خداوند در روز قيامت سخن نمي‏گويد و پاكشان نمي‏خواند و عذابي دردناك دارند، از آن سه‏اند، خودارضايي كننده و كسي كه لواط دهد»همان، ح19049.
در روايات ديگري امام صادق‏عليه السلام خودارضايي را گناه عظيم و مورد نهي الهي معرفي فرموده است‏ همان، ح 19050.

هشت نکته مهم از دکتر آدامز به دختران در مورد ازدواج

 


 

اخیراً «دکتر گینورد آدامز» سرپرست انیستیتو راهنمایی ازدواج در دانشگه پنسیلوانیا، کتابی تحت عنوان «چگونه دوست خود را انتخاب می کنید» منتشر کرده و در آن راجع به ازدواج مطالب مهمی نوشته است. در این کتاب دکتر «آدامز» دخترانی را که قصد ازدواج دارند راهنمایی و ارشاد کرده و آنها را از ازدواج با «۸» نوع مرد که به عقیده ی او خطرناک هستند بر حذر داشته است

نوع اول: مرد خودخواه و متعصب افراطی

این نوع مرد ممکن است برای زن چهار مشکل بزرگ ایجاد کند : اختلاف عقیده ی دایمی، نزاع همیشگی، عصبی بودن و سختی معاشرت

نوع دوم: مرد عصبی مزاج

این نوع مرد، در واقع یکی از انواع مردانی است که دکتر آدامز اصلاً سخن گفتن با آنها را نیز برای دختران خطرناک می داند. چنین مردانی که روحیه عصبی دارند با همسر خود سر کوچک ترین مسأله نزاع و مشاجره ی سختی می کنند و یک زندگی شیرین و مفرح را به کام همسر بدبخت و بچه های بیگناه و حتی آشنایان دور و نزدیک تلخ می سازند

نوع سوم : شوهر سختگیر و بی گذشت در امور مالی

شوهری که در امور مالی زن بسیار سختگیری می‏کند و سر سوزنی گذشت ندارد، به درد زندگی نمی خورد. البته مقصود این نیست که باید زن بی اجازه ی شوهر هر چه می‏خواهد خرج کند، بلکه دکتر آدامز معتقد است که بیشتر مشاجراتی که در خانه روی می ‏دهد فقط بر سر پول است. حال آنکه در اصل نباید چنین باشد، خیلی از زن و شوهرها چندان که به پول اهمیت می دهند، هرگز برای تربیت بچه ها ارزش قایل نیستند، البته زن و شوهر به واسطه ی پول مشاجره نمی کنند، بلکه در اکثر اوقات طریقه ی خرج کردن آن است که موجب سر و صدا و نزاع ایشان می ‏گردد. پس زنی که به خوبی مدیریت خانه را انجام می‏دهد، پول را با حساب و کتاب و مناسب خرج می‏کند و یک شاهی را هم حرام نمی کند و باز مورد شماتت و سختگیری شوهر قرار می گیرد، حق دارد گلایه مند باشد

نوع چهارم : مردی که سریع و آسان دروغ می گوید

شوهرانی که برای پیشرفت مقاصد خود، دروغ های کوچکی می گویند و یا گاهی این کار را برای تمسخر همسر خود انجام می‏دهند. بالاخره یک روز کارشان به دادگاه خانواده می کشد. این گروه مردان همواره در دنیایی از وهم و خیال در پروازند و معمولاً فراموشکار هم می ‏شوند و تمام دروغ هایی را که گفته اند از یاد می برند چون از قدیم گفته اند که «دروغگو همیشه کم حافظه است»

نوع پنجم : مردان فراری از میدان مبارزه

پنجمین گروه مردانی هستند که از موانع و مشکلات فراری هستند و به جای اینکه از مشکلات زندگی استقبال کرده و در رفع آن کوشا باشند، فرار را بر قرار ترجیح می ‏دهند. طبیعی است مردانی که حاضر نیستند به جنگ موانع و مسایل زندگی بروند و همواره میدان مبارزه را ترک می گویند، در زندگی زناشویی هم برای همسر خود تکیه گاه مناسبی نخواهند بود

نوع ششم : مردان نامنظم و بی ادب در نزاکت

ازدواج با مردان نامنظم و به دور از ادب و نزاکت نیز به صلاح نیست. بی نظمی خواه در تعیین وقت، خواه در لباس و غذا و یا هر چیز دیگر، شما را از زندگی بیزار می‏کند

نوع هفتم : مردانی متعلق به خویشاوندان خود

شوهری که فقط به اقوام و خویشان خودش تعلق دارد نیز از جمله شوهرانی است که ابداً به درد شما نمی خورد. چون این گونه مردان اصلاً به شما متعلق نیستند و از آن دردانه های عزیز کرده ی پدر و مادر خود هستند که می خواهند همیشه کنار آنها باشند. پس چه وقت می ‏تواند به شما رسیدگی کند، چه وقت فرصت حرف زدن با شما را دارد؟ سرپرست انیستیتو راهنمایی ازدواج اعتقاد دارد که زندگی با این نوع مردان، همواره اختلاف در منزل به وجود می آورد و حرف‏های بی مورد و بی ارزش همیشه در منزل شما منعکس می ‏شود که به دنبال خود دعوا مرافعه خوهد آورد

نوع هشتم : مردان راحت طلب

شوهر راحت طلب، از جمله خطرناکترین مردان جهان خلقت است. مردی که بی هدف و بیهوده پشت شیشه رستورانی نشسته، از پنجره بیرون را تماشا می کند و پک به سیگارش می زند و وقت کشی می کند، یا مردی که در خیابان بدون برنامه مشغول قدم زدن است و یا با اتوبوس به اول خط و آخر خط می رود و مردم را تماشا می کند و با آسودگی خاطر وقت خود را بی سبب تلف می کند، موجودی است که خوشبختی در کنار او امکان ندارد، بلکه اساساً زندگی با چنین مرد راحت طلب و بی درد و سهل گذرانی به هیچ وجه صلاح نیست.

چشم باز قبل از ازدواج و چشم بسته بعد از ازدواج

 

در ابتدای ازدواج چشمانتان را باز کنید بعد از ازدواج چشمانتان را به روی مسائل ببندید. یعنی هر چه پیش از ازدواج تلاش می کردید چشمانتان را باز کنید و موشکافانه با رفتارها و گفتارها مواجه شوید، سعی کنید پس از ازدواج بیشتر چشمانتان را به روی مسائل ببندید…

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که بعد از عقد، احساس کنید همسرتان گاهی شبیه یک دختربچه یا پسربچه رفتار می کند. دنیای مجردی خود را به زندگی متاهلی ترجیح می دهد و درست مثل یک نوجوان سمج، برای حفظ رویه قبلی زندگی اش پافشاری می کند. طوری که انگار ازدواج چیزی به زندگی او اضافه نکرده است؛ با دوستانش به اندازه سابق رفت و آمد می کند، شما را در مقابل فامیل و در مهمانی های رسمی تنها می گذارد و تلاشی برای تبدیل شدن به یک «زوج» از خود نشان نمی دهد.

حقیقت این است که این اتفاق تقریباً برای همه افراد ممکن است رخ بدهد ولی کم یا زیاد آن بستگی به خود افراد و میزان درک و شناختشان از دنیای تاهل دارد. کسانی که در یک خانواده پر جمعیت زندگی می کنند و از قضا جزو بچه های آخر هم هستند در این زمینه تجربه های زیادی دارند. آنها خواهر و برادران متاهل خود را دیده اند و می دانند که زندگی بعد از تاهل تفاوت های عمده ای با زندگی دوران تجرد دارد. آن ها حتی ممکن است با مشاهده دقیق زوج های اطرافشان به این نتیجه مهم برسند که دختران و پسران دیروز زنان و شوهران امروزند و این اصل ساده ای است که نشان می دهد چقدر در کنار آمدن با ازدواج موفق عمل می کنند.

بسیاری از علایق شما، ارتباط چندانی به اصول شخصیتی و اعتقادی شما ندارد؛ یعنی دلیلی ندارد که در صورت ناهماهنگ بودن این علایق، شما دو نفر به درد زندگی با هم نخورید اما حداقل می شود گفت که این مسائل باید قبل از آن که دردسر بسازند به نوعی حل شوند

ازدواج در حقیقت صرف نظر از دو نفر شدن، به معنی تغییرات اساسی در عادت های رفتاری ماست. عادت هایی که ما در زمان قبل از ازدواج داریم گاهی چندان هم جالب نیستند اما باید در بعد از ازدواج اصلاح شوند تا مشکل ساز نباشند؛ فرض کنید کسی که عادت به عطسه های بلند دارد در زمان مجردی ممکن است رفتارش را مشکل ساز نبیند و در برخوردهای اول جلوی سر و صدای اضافه را بگیرد و مؤدبانه عطسه کند، اما این عادت در این فرد باقی مانده است و در طول زمان بالاخره بروز می کند و آن وقت است که مشکل ساز می شود و ممکن است برچسب رفتار بی ادبانه و آداب معاشرت ندانستن روی او زده شود.

شاید به نظر شما این مثال خیلی پیش پا افتاده تر از آن باشد که بخواهید جدی اش بگیرید اما باور کنید گاهی همین مسائل کوچک هم می توانند مشکل ساز شوند چه رسد به عادت هایی مثل وابستگی به والدین، رفیق بازی، تنبلی، زیادخوابی، بددهنی و…

البته باید دقت کنید که بسیاری از علایق شما، ارتباط چندانی به اصول شخصیتی و اعتقادی شما ندارد؛ یعنی دلیلی ندارد که در صورت ناهماهنگ بودن این علایق، شما دو نفر به درد زندگی با هم نخورید اما حداقل می شود گفت که این مسائل باید قبل از آن که دردسر بسازند به نوعی حل شوند.پس بهتر است به جای این که به دنبال یک عشق رؤیایی بگردید، به موضوعاتی که چندان کم هم نیستند فکر کنید که ممکن است این عشق رمانتیک و رؤیایی را برای همیشه به یک تنفر ابدی تبدیل کند.

به آدم های دور و برتان خوب دقت کنید و تمام چیزهایی را که ممکن است روزی برای شما تبدیل به یک مشکل شوند در نظر بگیرید. برای این که چیزی از قلم نیفتد یادداشت برداری کنید و سپس در مورد مسائل به طور مشترک راه حلی برای آن بیابید. در وهله اول تغییر را از خودتان آغاز کنید. این که یک زن و یک مرد چطور باید باشند و چه رفتاری را نباید داشته باشند. بعد می توانید معیارهایتان را به مرور زمان کامل کنید و در جلسات خواستگاری با همسرتان درمیان بگذارید. تنها یادتان باشد ریزبینی و جزئی نگری را از حد نگذرانید و مسائل تغییر پذیر کوچک را زیاد بزرگ نکنید.

در ابتدای ازدواج چشمانتان را باز کنید بعد از ازدواج چشمانتان را به روی مسائل ببندید. یعنی هر چه پیش از ازدواج تلاش می کردید چشمانتان را باز کنید و موشکافانه با رفتارها و گفتارها مواجه شوید، سعی کنید پس از ازدواج بیشتر چشمانتان را به روی مسائل ببندید

در آخر یک توصیه اساسی و آن این که این توصیه ها مربوط به پیش از ازدواج است اما زمانی که با رعایت تمام تصمیم ها ازدواجتان قطعی شد، باید به طور معکوس عمل کنید. در ابتدای ازدواج چشمانتان را باز کنید بعد از ازدواج چشمانتان را به روی مسائل ببندید. یعنی هر چه پیش از ازدواج تلاش می کردید چشمانتان را باز کنید و موشکافانه با رفتارها و گفتارها مواجه شوید، سعی کنید پس از ازدواج بیشتر چشمانتان را به روی مسائل ببندید. اما این به معنی دست کشیدن از تغییر دادن عادات بد خودتان نیست. گذشت داشته باشید و همواره برای بهتر شدن تلاش کنید.
تبیان

ازدواج به سبک سنتی یا مدرن؟ کدام صحیح است؟

تا چند سال قبل اگر از برگزار نکردن جشن عروسی حرفی به میان می آمد، ممکن بود ماجرای ازدواج یک زوج به کلی منتفی شود چون خانواده دختر تعبیر بدی از این تصمیم داشتند. 

ادامه نوشته