مفاهیم نقاشی کودکان

نکات گوناگونی در نقاشی کودک وجود دارد که می تواند مفهوم خاصی داشته باشد. با آگاهی از این نکات ، شما پدر یا مادر گرامی می توانید تا حدودی با مفاهیم نقاشی فرزندانتان آشنا شوید و در صورت مشاهده نکته نگران کننده ، با مشاور بالینی یا مشاور آگاه ، ارتباط برقرار کنید و اطلاعات دقیق تری را به دست آورید.

مشاور یا روانشناس بالینی ، با توجه به ویژگی های نقاشی و محتوای آن و نیز براساس توضیحات کودک در مورد نقاشی خود و رفتارهای او ، به نتایج دقیق تری می رسد.

در این نوشتار به برخی از این مفاهیم اشاره می شود.

مفاهیم خطوط :

خطوط کمرنگ از یک سو ظرافت احساسات و معنویت را نشان می دهد ، و از سوی دیگر غالبا بیان کننده کمرویی ، اضطراب ، و پریشانی است.

خطوط پر رنگ نشانه ی خشونت و گاهی واکنش در برابر ترس از ناتوانی ، اضطراب و پریشانی است

خطوط معمولی امنیت و سازگاری را نشان می دهد

خط خطی کردن چهره ای که کشیده ، به معنای محو عامل ترس است.

مفاهیم شکل ها:

کشیدن آدمک کوچک که به طور معمول در گوشه کنار کاغذ ترسیم می شود ، به معنای کم رویی است

چشم های درشت ( دایره بزرگ ) که وسط آنها نقطه گذاشته می شود ، بیانگر ترس کودک می باشد.

حذف برادر یا خواهر در نقاشی ، به معنای حسادت به آنهاست.

مفاهیم رنگ ها:

استفاده از رنگ های سیاه و تیره به معنای ترس ، اضطراب ، غمگینی و نا امیدی است

رنگ خاکستری ، رنگی خنثی است و چیزی را بیان نمی کند.

رنگ قهوه ای ، به معنای مقابله با فشار والدین برای نظافت است.

رنگ بنفش به معنای تمایل به چیزهای مخالف و استفاده ی زیاد از آن ، نشانه ی اضطراب است.

رنگ آبی ، صلح و آرامش و تسلیم و درون گرایی را بیان می کند.

رنگ سبز نشانه ی نیاز به جلب توجه و میل به محبوبیت ، گرایش به ارتباط و پایداری و سرسختی است.

رنگ قرمز ، نیاز به حرکت و برون گرایی و عمل را نشان می دهد

رنگ زرد نشانه شادی و خوش بینی و میل به مشارکت است

رنگ پرتقالی نشانه ی نشاط و پویایی و میل به کامیابی است.

رنگ صورتی صلح و تعادل را نشان می دهد.

استفاده از یک یا دو رنگ ، نشانه ی گوشه گیری و انزوا و استفاده از پنج رنگ ، نشانه ی سازگاری است

فقدان رنگ در قسمتی یا تمام نقاشی ، می تواند گویای خلأ عاطفی یا دلیلی بر گرایش های ضد اجتماعی است.

مفاهیم فضاها:

استفاده از فضاهای مختلف صفحه نیز می تواند مفاهیم ویژه ای داشته باشد.

استفاده از بالای صفحه به معنای آرمان گرایی و رویا پردازی و استفاده از پایین صفحه به معنای افسردگی است.

استفاده از چپ صفحه بازگشت به کودکی ( واپس روی ) و استفاده از قسمت راست صفحه به معنای نگاه به آینده می باشد

توجه داشته باشید که ، نشانه های پیش گفته ، هیچ یک واقع نمایی دقیق ندارند و فقط می توانند قرینه ای برای وجود نشانه ها باشند

چگونه به حرفهای کودکمان گوش کنیم؟


 

مراحل زیر به شما کمک خواهند کرد تا از نظر کمی و کیفی به یک ارتباط مناسب با کودکتان دست یابید:

- به طور مرتب با آنها گفتگو کنید. هر روز وقتی را به این کار اختصاص دهید. حتی اگر این وقت فقط پنج دقیقه هنگام خوابیدن کودک باشد. مدت زمان صحبت کردن می تواند متغیر باشد اما جای آن باید در برنامه روزانه شما مشخص باشد.

- برای صحبت کردن قرار بگذارید. وقتی کودک با شما می خواهد صحبت کند یا به طور غیر شفاهی اشاره می کند که چیزی او را آزار می دهد،در اسرع وقت به طور خصوصی با او خلوت کرده و یا برای صحبت کردن با او قرار بگذارید. بخصوص برای کودکان خردسال،بهترین وقت همان موقع است. اگر مجبورید وقت گفتگو را به تأخیر بیاندازید وقت خاصی را مشخص کنید: «الان وقت مناسبی نیست،ولی امشب درست بعد از جمع کردن ضرفهای شام می تونیم توی اتاقت صحبت کنیم»بعد از تعیین قرار بد قولی نکنید.

- تمام توجهتان را به او جلب کنید. به بقیه افراد خانواده بگویید که مزاحم شما نشوند. به یک جای خلوت و ساکت بروید و طوری عمل کنید که انگار تا ابد می خواهید گوش کنید. همان قدر که برای دوستان خود که برای مشورت نزد شما آمده اند وقت میگذارید،برای کودکان خود نیز وقت بگذارید.

- سر صحبت را باز کنید. گاهی شروع صحبت برای کودکان مشکل است. پس سر صحبت را با جملاتی نظیر «خوب چی شد» یا «بگو از چی ناراحتی» باز کنید. ولی هر چه این جملات اختصاصی تر باشند مؤثرترند. برای مثال ممکن است بگویید: «وقتی امروز از مدرسه اومدی خانه خیلی ناراحت به نطر می اومدی. می خوای راجع به اون با من حرف بزنی. اگر کودک نشان داد چیزی در مدرسه اتفاق افتاده اما او حالا نمی خواهد راجع به آن صحبت کند به او القاء کنید که:آزاد است و می تواند در فرصت دیگری این کار را انجام دهد.

- به کودک اجازه صحبت کردن بدهید. وقتی صحبت را آغاز کردید از مهارت های خود استفاده کنید تا مکالمه را زنده نگه دارید. افراد بالغ معمولا تمایل دارند راه حل هایی پیشنهاد دهند و حتی برای کودکان نطق کنند. در برابر این وسوسه ها مقاومت کنید. از پرسش ها برای افزایش اعتماد کودک و به حرف کشیدن او استفاده کنید«بعدش چی شد؟»،«اون چی گفت؟»از جملاتی استفاده کنید که همدری شما را می رساند:«شرط می بندم که خیلی ناراحتت کرد.»،«اگر کسی با من این کار رو کرده بود،خیلی عصبانی می شدم»یا حتی با کلمات کوتاهی نظیر «چه بد!» یا «عجب!» می توان مکالمه را ادامه داد. سعی کنید حرفهای کودک را به خودش برگردانید تا شما را با بخش بیشتری از احساساتش شریک کند. این روش را چندین سال پیش «دکتر کارل راجرز»برای روانشناسانی که با فراد بالغ کار می کردند طراحی کرده است. بعد ها این روش برای کوکان نیز مورد استفاده قرار گرفت.

 

چگونه با کودک خود صحبت کنیم؟

آیا به نظر می آید کودکان شما درخواست هایتان را نمی شنوند؟اگر این طور است،به خاطر ضعف شنوایی آنها نیست،بلکه نشانه بی توجهی آنها به حرفهای شما است. آنها تا هنگامی که صدایتان به حدی بلند شود که احساس کنند خیلی جدی هستید به این کار ادامه می دهند. رفع این مشکل دو جزء ضروری را می طلبد:والدین باید چیزی را بگویند که هدفی از آن دارند و سپس آن مطالب را جدی بگیرند. پس کلمات خود را با دقت انتخاب کنید،سپس آنها را با صداقت و محکم به کودکان انتقال دهید. کودک شما به زودی یاد خواهد گرفت که در اولین لحظه ای که شروع به صحبت می کنید،به شما گوش فرا دهند. برای نیل به این منظور به نکات زیر توجه کنید:

۱- مجبورش کنید به چشمهایتان نگاه کند.

از آنجایی که حواس کودکان به آسانی پرت می شود،اطمینان حاصل کنید که هنگام صحبت کردن،به شما نگاه می کنند. شاید این مهمترین عامل در پیروی کودک از دستورات یا گوش دادن به شما باشد.نشان دهید که منظور شما از تلاقی نگاه چیست. این روش را از طریق یک بازی به کودک بیاموزید:چند متر دورتر از هم بنشینید و به چشمهای هم نگاه کنید،هر کس زودتر به اطراف نگاه کند بازنده است. اگر کودکتان از نگاه کردن به چشمان شما می ترسد یا احساس ناراحتی نمی کند،به او بیاموزید تا به دهان یا تمام صورت شما نگاه کند. گاهی برای جلب توجه یک کودک لازم است تماس جسمی با او داشته باشید. به آرامی دستتان را روی شانه اش بگذارید و یا در صورت لزوم،دوتا دستتان را روی شانه هایش قرار دهید و با ملایمت صورتش را به طرف خود نگاه دارید. فقط گاهی از این روش استفاده کنید و بکوشید به استفاده از آن عادت نکنید. برای کودکان بزرگتر هر چیزی بیش از،یک اشاره کوچک، با دست بر شانه اش،ممکن است به جای جلب توجه،به یک رویارویی بدون ثمر بیانجامد. وقتی کودک هنگام صحبت به شما نگاه می کند،برای این کار او را تشویق کنید و بگذارید بداند که از او راضی هستید. بعدها در صورتیکه علاوه بر نگاه کردن به شما،از دستورات نیز پیروی کرد،او را تحسین کنید.

۲- آرام ولی محکم صحبت کنید.

اگر معمولا هنگامی که کاری از کودکتان می خواهید صدایتان را بلند می کنید،کودک می آموزد تا هنگامی که صدایتان را به حداکثر نرسانده اید،به شما بی توجهی کند. اگر متوجه شدید صدایتان لحظه به لحظه بلندتر می شود،صبر کنید.یک نفس عمیق بکشید،به چشمهای کودک خیره شوید،با آهستگی و بسیار شمرده سخن بگویید. بگویید،«علی،(با یک مکث بین هر کلمه در حالی که به هم نگاه می کنید)،من . . . ازت . . . می خوام . . . لباسهات رو . . . همین حالا . . . جمع کنی . . . و توی . . . کمد . . . بگذاری.

۳- از جملات پرسشی اجتناب کنید.

وقتی به کودکتان می گویید«چطوره لباسهات رو جمع کنی؟»اگر پاسخ دهد،«حالا نه!»متعجب نشوید. اگر بگویید،«می آیی حالا طرف ها رو تمیز کنیم؟»این فرصت را به او داده اید تا بگوید،«نه نمی آم.»اگر در مورد چیزی که می خواهید کودکتان انجام دهد سؤالی در ذهن ندارید،از جملات قاطع استفاده کنید تا دقیقا بداند چکار باید بکند و به علاوه آن را چه موقع،کجا و چگونه انجام دهد.

۴- با جملات ساده صحبت کنید.

از کلماتی که کوکتان آنها را نمی فهمد استفاده نکنید. ساده و روشن حرف بزنید. پرچانگی نکنید. دستورات و توضیحات طولانی ممکن است باعث فراموش شدن بخش های اصلی صحبتتان شود. نوجوانان برای به یادآوردن سرنخ های اطلاعات شفاهی،توانایی محدودی دارند. گفتگوهای کوتاه و ساده،همراه با یک عکس العمل طبیعی بهتر از یک سخنرانی طولانی،درک و به خاطر سپرده می شود. به جای ادامه گفتگو در مورد مسئولیت،ارزش پول و اصول اخلاق،وضعیت را برای کودک روشن کنید:«یا همین حالا از دوچرخه سواری دست می کشی،یا یک هفته حق سوار شدن نداری.»

۵- احساستان را به کودک بگویید.

بدون آنکه به طور مستقیم از کودک انتقاد کنید،به او بگویید که در مورد اعمال و رفتارش چه احساسی دارید. برای مثال،«برای اینکه خودت توالت را تمیز نمی کنی،واقعا ناراحتم.» یا،«وقتی به موقع خونه نمی آی واقعا نگران می شم». اگر از جملاتی استفاده کنید که به جای کودک به خودتان اشاره کند،می توانید از انتقاد،سرزنش یا حمله کردن به کودک بپرهیزید،هم چنان احساسات را به طور مؤثری بیان کنید.

 

منبـــــع : پژوهشکــــده کودکــــان اختـــــــر

تلویزیون‌ها، خاموش!!


چند راه ساده‌ برای از بین بردن عادت تلویزیون تماشا کردن در کودکان

 

 

کارشناسان چند راه کمکی برای کودکانی که وقت زیادی را در جلوی تلویزیون می‌گذارنند پیشنهاد می‌کنند.

عادت تماشا کردن:

اجازه دادن به کودک برای این که در دام تلویزیون گرفتار شود آسان است، ابتدا به او اجازه می‌دهید که هنگام بازگشت از مدرسه با یک کارتون خستگی خود را در کند. سپس به او اجازه می‌دهید در حالی که شام را آماده می‌کنید به تماشای تلویزیون ادامه دهد. کودکان آمریکایی به ‌طور متوسط 4 ساعت در روز تلویزیون تماشا می‌کنند. در حالی که پزشکان توصیه می‌کنند کودکان حداکثر 2ساعت در روز تلویزیون تماشا کنند. تلویزیون اثر زیادی بر اغلب بچه‌های مدرسه‌ای دارد و تفریح بدون تلاشی را که مشتاق آن هستند برایشان فراهم می‌کند. تا سن مدرسه کودکان می‌توانند به روی آن چه که تماشا می‌کنند کنترل داشته باشند. و به وسیله تلویزیون درباره جهان یاد بگیرند، اما لازم و ضروری است که والدین، هم بر محتوا و هم بر میزان تماشای تلویزیون کودکانشان نظارت داشته باشند.

 

علت این است:

کودکان در سال‌های اولیه دبستان، توانایی نظم بخشیدن به عادات تماشا کردن خود را ندارند و کودکی که دائماً تلویزیون تماشا می‌کند شانس ورزش کردن، اجتماعی شدن، مطالعه و بازی کردن را از دست می‌دهد. مطالعات متعددی نشان داده است که کودکان خردسالی که خیلی زیاد تلویزیون تماشا می‌کنند با تکالیف مدرسه در کشمکش هستند و احتمال این که رفتار پرخاشگرایانه داشته باشند بیشتر است و بیش از بچه‌هایی که زیاد تلویزیون تماشا نمی‌کنند اضافه وزن پیدا می‌کنند. آیا می‌خواهید عادت تلویزیون تماشا کردن کودک خود را کنترل کنید؟ هفت راهکار وجود دارد که ممکن است تا به حال امتحان نکرده باشید.

 

1- کارهای روزانه خود را یادداشت کنید.

تحقیقات نشان داده است که بزرگسالان در روز بیش از 4 ساعت و نیم تلویزیون تماشا می‌کنند. بنابراین این احتمال وجود دارد که کودک شما تنها کسی نیست که در خانه شما تلویزیون تماشا می‌کند. آگاهی از زمان تلویزیون تماشا کردن همه (شامل خودتان) می‌تواند شوک‌آور باشد. آیا تلویزیون شما در حالی که کارهای منزل را انجام می‌‌دهید روشن است؟ آیا همسر شما به محض این که به خانه می‌رسد کنترل تلویزیون را برمی‌دارد؟ آیا در حال شام خوردن تلویزیون تماشا می‌کنید؟ (84 درصد از خانواده‌ها حداقل بعضی اوقات این کار را انجام می‌دهند) بنابراین زمان آن رسیده که به خاطر کودکتان عادات تلویزیون تماشا کردن خود را تغییر دهید.

 

2- بازی« پنهان کردن تلویزیون »

تلویزیون یک تفریح راحت و وسوسه‌کننده است. اما اگر کودک شما آن را نبیند این طور نیست. یک روکش به روی دستگاه تلویزیون خود بکشید یا مثل« لارن مک» امتحان کنید. او برای کم کردن تلویزیون دیدن دختر 6 ساله‌اش تلویزیون را داخل قفسه‌ای می‌گذاشت که هر تعطیلات آخر هفته آن را باز می‌کرد. مک می‌گوید در طول هفته هیچ‌کس دلش برای تلویزیون تنگ نمی‌شود چون به آن توجهی نداریم.

 

3- به خواندن و مطالعه کردن پاداش دهید.

 

یک کودک به طور متوسط، چهار برابر ساعاتی را که صرف مطالعه می‌کند به تماشای تلویزیون می‌پردازد. بهتر است یک معاوضه بین مطالعه کردن و تماشای تلویزیون نجام ‌دهیم:« برای هر دقیقه خواندن (که شامل تکالیف مدرسه نمی‌شود) یک دقیقه وقت برای تماشای تلویزیون به دست می‌آورد تا ماکزیمم یک ساعت.»

 

4- بگذارید با سیستم خود شما تلویزیون تماشا کنند.

«وندی برید» به پسر هفت ساله‌اش« الکس»، کوپن‌های 15 دقیقه‌ای برای تماشای تلویزیون می‌دهد که هر روز آن را برای دیدن تلویزیون نقد می‌کند. او بلیت‌های جایزه را با انجام دادن کار اضافی به دست می‌آورد که می‌تواند یا آن‌ها را هر روز خرج کند یا برای دیدن یک فیلم در آخر هفته پس‌انداز کند.

 

5- کار بهتری را برای انجام دادن پیدا کنید.

برای «کارولین» این بهترین راه حل برای جدا کردن فرزندانش از تلویزیون بود. او آن‌ها را به یک باشگاه ورزشی برد و هر دو پسر به یک تیم فوتبال ملحق شدند و با همکلاسی‌های خود قرارهای بازی بیشتری می‌گذاشتند. به زودی عادت تلویزیون تماشا کردن آن‌ها از بین رفته بود،پسرها آن‌ قدر تفریح داشتند و چیزهای جدید را امتحان می‌کردند، که نمی‌توانستند به کارتون‌ها فکر کنند.

 

6- یک شب خانوادگی بدون تلویزیونی را بگذرانید.

اگر شب‌ها را با هم بگذرانید، کودک شما به علت تحریم شدن از تماشای تلویزیون اعتراض نمی‌کند، با همدیگر بازی کنید، یک پازل را دسته جمعی مرتب کنید یا بازی فکری انجام دهید، شما حتی می‌توانید کودکانتان را به آماده کردن شام وا دارید، این تفریح است و به شما این شانس را می‌دهد تا همدیگر را درک کنید.

 

 

7- عادت تماشا کردن تلویزیون را یک باره از همین امروز ترک کنید.

این یک تمرین است به ما ملحق شوید.هفته ملی برای خاموش کردن تلویزیون برای خودتان بسازید.از همین امروز. از 18دی تا25 دی. ساعات بیشتری را دور از دستگاه بگذرانید تا کودک شما تشخیص دهد که واقعاً به آن نیازی ندارد و دلش برای آن تنگ نمی‌شود.

 

منبع:مجله موفقیت و تبیان.

طلاق با کودکان شما چه می کند


طلاق با کودکان شما چه می کند

بسیاری از والدین نگران اثرات منفی طلاق بر روی کودکان خود هستند و برخی از آنها به همین خاطر از طلاق صر ف نظر می کنند. اهمیت زیادی دارد که والدین از میزان تأثیرات طلاق بر روی کودکان درک روشنی داشته باشند تا بتوانند از تأثیرات منفی آن بکاهند.

این نکات را از یاد نبرید:

۱) تأثیرات طلاق بر روی کودکان تأثیرات بالقوه ای هستند.

۲) این تأثیرات در گروه های مختلف سنی کودکان متفاوت است.

۳) میزان این تأثیرات به عوامل زیادی بستگی دارد که تقریبا تمام آنها در کنترل شما هستند.

طلاق چه تأثیراتی بر روی کودکان می گذارد؟

▪ احساس ناامنی و هراس از آینده:

طلاق غالبا احساس امنیت کودکان را کاهش داده و آنها را نسبت به آینده نگران می کند. به عنوان مثال: «آیا ما فقیر می شویم؟»، «آیا به حد کافی غذا خواهیم داشت؟» «آیا باید به یک مدرسه جدید برویم؟»، «آیا می توانم دوستانم را ببینم؟»

▪ ترس از ترک شدن:

پس ازطلاق کودک متوجه می شود که یکی از والدین دیگر در خانه نیست واز این می ترسد که دیگری نیز «ناپدید» شود و او را تنها بگذارد.

▪ طردشدگی:

کودکان طلاق ممکن است احساس طرد شدگی کنند. یادمان باشد کودکان خود را در مرکز جهان می دانند و بنابراین هر اتفاقی که روی دهد به نحوی به آنها مربوط می شود.

▪ احساس گناه:

کودکان ممکن است به این نتیجه برسند که در طلاق والدین مقصر هستند و به خاطر حرفی که زده اند یا کاری که انجام داده اند این اتفاق روی داده است و بنابراین احساس گناه و شرمندگی می کنند. حتی نوجوانان پرخاشگر نیز ممکن است به این باور برسند که رفتار آنها در طلاق والدین نقش داشته است.

▪ ناتوانی:

کودکانی که خود را در اختلاف میان والدین مسئول می دانند فکر می کنند می توانند به اوضاع سروسامان بدهند و سعی می کنند «بچه بهتری» باشند. آنها تصور می کنند می توانند کاری انجام دهند که والدین مجدداً در کنار یکدیگر زندگی کنند. وقتی این اتفاق نمی افتد و نقشه های کودکان با شکست مواجه می شود آنها احساس ناتوانی و ناامیدی می کنند.

▪ بلاتکلیفی:

مخرب ترین تأثیر طلاق بر روی کودکان زمانی روی می دهد که والدین در حضور آنها به تحقیر یکدیگر می پردازند. دراین مواقع کودکان احساس می کنند که باید جانب یکی از والدین را بگیرند و این کار برای آنها بسیار دشوار است.

از سوی دیگر کودکان تصور می کنند اگر از هیچکدام از والدین پشتیبانی نکنند ازسوی هردو رانده می شوند. کودکان در واقع در شرایط بغرنجی قرار می گیرند که درآن دوست داشتن پدر و مادر «کار اشتباهی»است!

▪ اندوه:

کودکان طلاق به شدت احساس اندوه و استیصال می کنند و اعتقاد دارند که دیگر عضوی از یک خانواده نیستند. در واقع احساس کودکان طلاق مشابه احساس کودکانی است که والدین خود را بر اثر بیماری یا تصادف از دست داده اند ولی به اندازه آنها مورد حمایت قرار نمی گیرند و ممکن است به شدت دچار افسردگی شوند.

▪ اضطراب:

کودکان طلاق ممکن است احساس اضطراب کنند و خود را تحت فشار ببینند. به عنوان مثال احتمال دارد آنها وظایف بیشتری را در خانه برعهده بگیرند. در ضمن ممکن است یکی از والدین یا هر دو آنها از کودکان به عنوان مشاور استفاده کنند. در این مواقع کودکان که احساس می کنند بزرگ شده اند و دوست دارند کمک کنند اضطراب خود را پنهان می نمایند.

▪ تنهایی:

کودکان طلاق ممکن است احساس تنهایی کنند و دل شان برای والدینی که از آنها جدا شده اند تنگ شود. معمولا والدینی که در کنار کودکان می مانند آنقدر گرفتار مشکلات خود هستند که به فرزندشان نمی رسند.

احتمال دارد طلاق بر روی رابطه کودکان با همسالانشان نیز تأثیر بگذارد و کودکان در جاهای دیگر به دنبال آرامش بگردند و یا طرد شوند.

▪ خشم:

خشم احساسی متداول درمیان کودکان طلاق است که در اثر عدم درک یا پذیرش این مسئله روی می دهد. کودکان گاهی خشم خود را نشان نمی دهند. خشم کودکان زمانی رواج پیدا می کند که دلایل طلاق روشن نباشد. در این مواقع کودکان به خاطر آنچه از نظر آنها «غیرضروری» است از والدین خود می رنجند.

▪ افسردگی:

افسردگی از تأثیرات مستقیم طلاق محسوب می شود و در واقع یک تأثیر ثانوی است که به دنبال اندوه، احساس تنهایی و طردشدگی به وجود می آید. افسردگی نشانه آن است که کودکان حمایت کافی برای رویارویی با مسئله طلاق دریافت نکرده اند.

● چه باید کرد؟

اول از همه توجه داشته باشید که این تأثیرات تا چه حد ناشی از طرز تفکر فرزند شما در مورد خودش، والدین و طلاق می باشد. به همین دلیل شما باید با کودکان در مورد طلاق حرف بزنید و از میزان تأثیرات منفی آن بکاهید.

درضمن شما باید مراقب رفتارتان باشید و احساسات منفی خود را نسبت به همسرتان بروز ندهید.

و سخن آخر اینکه فراموش نکنید برای فرزندتان وقت کافی بگذارید.

www.kayhannews.ir

دروغ گویی کودکان

دروغ و دروغ گویی صفت نامطلوبی است که در میان اکثر مردم شایع است نه تنها مختص کودکان نیست بلکه بعضی از بزرگسالان هم دروغ می گویند ، ولی وقتی فرزندانشان دروغ می گویند باعث ناراحتی آنها شده و با نگرانی می خواهند هرچه سریع تر دروغ گویی کودکان را از بین ببرند.


دروغ گویی نوعی بیماری است که ذهن و شخصیت فرد میتلا را تحت تاثبر قرار می دهد . اگر به فکر درمان آن باشیم ممکن است بر دیگران و اطرافیان نیز تاثیر گذارد .

یکی از برگترین وظایف پدران و و مادران و مربیان جامعه در تربیت نونهالان پرورش خصلت راست گویی است . راست گویی نجات از هر نوع گمراهی و ضلالت است . برای جلو گیری از دروغ گویی ابتدا باید ابتدا علت اقدام به آن را جستجو کرد و علت را شناخت و بعد سعی در برطرف کردن علت داشت .

کودکان ذاتا دروغ گو نیستند و به همین علت تا سنین ۳ الی ۴ سالگی دروغ به مفهومی که برای بزرگسالان مطرح است برای کودکان وجود ندارد . بنابراین هر گاه در این سنین واقعیات به طور وارونه یا منحرف ارائه شود ، هدف کودک دروغ گویی یا کسب امتیاز نیست . اما از سن ۴ سالگی به بعد به تریج بر اثر دخالت های عوامل محیطی و تربیت نادرست دروغ و دروغ گویی در کودک شکل می گیرد و گاه آن قدر شدید می شود که به صورت مرضی و بیمار گونه در می آید . علت این که در کودکان ۴ ساله یا کوچک تر از آن دروغ به معنای معمولی آن بحث نمی شود ُ آن است که در این کودکان تفاوت بین وافعیت و تخیل مشخص نشده است و تعبیر و تفسیر کودک از پدیده های محیطی نادرست و انحرافی می باشد .

دروغ گویی کودکان برای پدر و مادرها مشکلات فراوانی بوجود آورده است . در چنین خانواده هایی روح اعتماد و اطمینان از بین رفته و به جای آن بدبینی و بد گمانی جایگزین شده است .

دروغ گویی همچون بیماری ساده جسمی شروع شده و تبدیل به مساله ای حل ناشدنی خواهد گردید و دروغ گفتن کودک با آن که دردناک است ُ نباید موجب سلب اعتماد والدین از وی گردد .

تربیت صحیح و اصولی ایجاب می کند که در درجه اول به انگیزه دروغ گویی پی برده و سپس به درمان دروغ گویی پرداخت . در کودکان بزرگتر دروغ گویی و قسم خوردن بیش از حد برای راست بودن گفته های خود به علل متفاوتی ظاهر می شود و در بسیاری از آنها یادگیری دروغ از والدین و همسالان شروع شده است ُ و بعدها تقویت و تشدید یافته است . الگوهای ارائه شده توسط والدین بسیار اهمیت دارد . اگر آنها برای فریب دادن دروغ بگویند ُ ( مثلا پدر و مادر از دیگران می خواهد تا در پاسخ کسی که برای ملاقاتش مراجعه کرده یا تلفن زده است بگویند در منزل نیست ) نباید از کودک انتظار راست گویی و درست کاری داشته باشیم .

بنابراین ُ اگر کودک شما همیشه و به طور منظم دروغ می گوید ُ دلیل آن این است که او به نحوی تحت فشار قرار دارد . شاید کودک شما در انجام در انجام کارهای مدرسه ضعف دارد وقتی شما به او فشار وارد می کنید در این باره به شما دروغ می گوید .

علل دروغ گویی

علت دروغ گویی در کودکان متفاوت است که برخی از آنها عبارتند از :

۱- دروغ گویی ناشی از ترس

۲- دروغ گویی از روی علاقه

۳- دروغ گویی به خاطر عدم موفقیت در امور

۴- تقلید از دیگران

۵- هراس از تنبیه شدن

۶- دادن وعده های دروغی

درمان دروغ گویی

۱- باید از تنبیه کودک بخاطر دروغ گویی پرهیز کرد زیرا کودک برای اینکه تنبیه نشود خود را تبرئه کند یاد می گیرد که دروغ بگید و تنبیه تاثیر سطحی و موقتی دارد و ممکن است سبب مشکلات دیگری شود.

۲-بهترین روش مقابله با دروغ گویی این است که والدین علل و انگیزه دروغ گفتن را پیدا کنند و برای رفع آن بکوشند

۳-باید از طرح سوال هایی که کودکان را وادار به دروغ گویی می کند پرهیز کرد

۴-باید برای راست گویی کودک را تشویق و تقویت کرد

۵- از کودکان توقع زیاد به خصوص در نمره های درسی نخواستن و کودک را باید به آنچه که در فدرت و توان دارد و به انجام رسانده قبول داشت نه توقع بیش از حد توان او

۶- مقایسه نکردن کودکان با یکدیگر زیرا این امر باعث ایجاد حقارت و حسادت در کودک شده که این امر نیز به نوبه خود ممکن است دروغگویی را در پی داشته باشد

۷- کودکان را تحقیر و مورد سرزنش قرار ندادن زیرا خانواده هایی که کودکانشان را دائما سرزنش و تحقیر می کنند و دست کم می گیرند باعث می شوند که کودک برای اضای حس خود نمایی خود و نشان دادن توان خویش متوسل به دروغ های عجیب و غریب شوند

۸-هرگز با کودکی که دروغ می گوید با خشم وپرخاش و عصبانیت برخورد نکنید بلکه با خونسردی به او بفهمانید که دروغ گفتن ضرورتی ندارد

۹- دروغ گفتن کودک را بزرگ جلوه ندادن

۱۰-گوش دادن به حرف های کودکان

۱۱-بودن الگوی مناسب برای کودک و به او بفهمانید که طرفدار راستی و صداقت هستید حتی اگر به شما ضرر برسد.


منبع : کتاب چگونه با کودکان و دانش آموزان رفتار کنیم

برای افزایش انگیزه در کودکان خود کارهای زیر را انجام دهید!

 

1ـ کودکان خود را به خاطر درس، مدرسه و تکالیف درسی کتک نزنید، تحقیر و سرزنش نکنید، دعوا نکنید. این کار در درجه اول شخصیت کودک شما را خرد می‌کند، احساس می‌کند که فرد به درد بخوری نیست و احساس لیاقت او صدمه می بیند و در درجه دوم تلخی دعوای شما با درس همراه می‌شود و درس نیز در نظر او تلخ می‌شود.

2ـ از به کابردن جملاتی مانند ابله گفتن، شما چیزی یاد نمی‌گیرید، به جایی نمی‌رسید، کاری از دست شما ساخته نیست و مانند آنها اجتناب کنید. این کار احساس توانایی آنان را ضعیف می‌کند و باور می‌کنند که کاری از دست‌شان ساخته نیست. 

2ـ هر بار نمره نسبتا خوبی کسب کرد، خوب درس خواند و تکالیف خود را به موقع و درست انجام داد، او را جایزه دهید. مثلا به پارک ببرید، اسباب بازی بخرید، خوراکی مورد علاقه یا لوازم التحریر جدید برایش بخرید.

3ـ هر گاه تکالیف خود را به موقع انجام داد. او را به صورت کلامی تشویق کنید، مثلا آفرین، احسن، چه عالی! بارک الله و مانند آن بگویید.

3ـ هرگاه خوب درس خواند او را تشویق بدنی کنید، مثلا در آغوش بگیرید، ببوسید، و در کنار خود بنشینید.

4ـ هر وقت خوب درس خواند، در حضور دیگران آن را مطرح کنید، تا کودکان تان روحیه بگیرد. چون کودک نیازمند توجه است.

5ـ  در مسائل درسی فشار زیادی به کودک وارد نکنید، این کار او را از درس دلزده می‌کند.

6ـ کودکان را از نظر غذایی مورد توجه قرار دهید، بدون صبحانه به مدرسه نفرستید، در مدرسه حتما خوراکی مورد علاقه خود را داشته باشد.

7ـ از نظر کیف و لوازم مدرسه کمتر از دیگران نباشد، زیرا اگر کودک خود را پایین‌تر از دیگران احساس کند، احساس حقارت می‌کند و احساس می‌کند نا توان و ضعیف است.

8ـ به آنان بگویید که شما می‌توانید موفق شوید، شما فرد با استعداد و توانا هستید.

9ـ کاری کنید که کودکان عملا موفقیت را تجربه کنند. مثلا کارهای نسبتا آسان را به او واگذار کنید وقتی آن را انجام داد. سپس او را تشویق کنید.

بازيهاي كامپيوتري كودكان را مي توان كنترل كرد  (روانشناسی کودک)

بسياري از متخصصين معتقدند كه بهتر است كودكان زير 3 سال اصلا با كامپيوتر و بازيهاي ويديويي آشنا نشوند و تا آنجا كه ممكن است با اسباب بازي هاي قابل لمس و واقعي مثل لگو و خانه سازي و ... سرگرم شوند

بعبارت ديگر اسباب بازيهاي انتزاعي براي اين سن مناسب نيست . اما اگر كودك زير 5 سال شما قبلا دسترسي به اين بازيها پيدا كرده است و اين امر بعنوان عادتي براي او در امده است ، بايد هم اكنون به فكر شروع قانون و تعيين حدود براي بكارگيري اين بازي ها باشيد .

ابتداد بايد فهميد كه چقدر او بازي كامپيوتري انجام مي دهد و در بقيه زمان آزادش چه كارهايي مي كند .

اغلب متخصصان رشد كودك پيشنهاد مي كنند كه مجموع زمان استفاده از صفحه نمايشگر _ كه شامل صفحه تلويزيون ، تماشاي فيلم ويديو و كارتون ، جستو جو در اينترنت ( براي كودكان بزرگتر ) و بازيهاي ويديوئي مي شود _ بايد بين يك ساعت تا حداكثر دو ساعت در روز تعيين شود .

اگر كودك شما 45 دقيقه در روز ، بازي كامپيوتري دارد و بعد يك برنامه تلويزيوني مي بيند و مدتي را هم مشغول فعاليت فيزيكي و جست و خيز است ، عملا جاي نگراني نيست . ولي اگر ساعت ها جلوي كامصيوتر باشد و به دسته بازي بچسبد ، يعني بيش از حد مشغول بازي كامپيوتري است .

اين چند پيشنهاد را براي به كنترل درآوردن مدت بازي كامپيوتري او طرح مي كنيم   (

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

آداب بارداری در اسلام

زن و شوهر بهتر است در حیات جنسی هم قصد قربت و کسب زضای خدا را فراموش نکنند و طمانینه و آرامش در نظر داسته باشند که آمیزش توام با طمانینه باعث می شود گردش خون ، طبیعی بوده و در نتیجه نسلی طبیعی و بهنجار پدید آید . در دین مقدس اسلام ، غذا هم از لحاظ مادی بررسی می شود و هم از لحاظ معنوی . درست است که غذای حرام تاثیر بدتر در روح و روان فرزند می گذارد . از این رو بسیار سفارش شدهد که والدین از غذای حرام و حتی غذای مشکوک پرهیز نمایند .

در اینجا به برخی از این توصیه اشاره می شود :

1- تلاوت آیه نور توسط والدین ، قبل از بارداری و توسط زن در ایام بارداری ضروری است .
2- خوردن گلابی

الف ) خوردن گلابی توسط پدر ، سبب زیبایی فرزند می شود .
ب) به زنان باردار گلابی بدهید که فرزندان را نیکو و زیبا می کند .
پ) به زنان باردار گلابی بدهید که اخلاق فرزندانتان را نیکو می کند .
ت) خوردن گلابی مایه قوت قلب ، پاکی معده ، صفای دل ، دلیری و زیبایی بچه می شود .
ث) گلابی قلب را جلا می دهد و دردهای درون را به اذن حق شفا می بخشد.
در کتاب کافی از امام صادق (ع) نقل شده : ایشان در حالی که به کودکی زیبا می نگریست فرمود : باید پدر این پسر بچه ، گلابی خورده باشد
همچنین روایت شده است که پیامبر (ع) گلابی اش را تکه کرد و به جعفر بن ابی طلالب داد و به او فرمود : بخور ! همانا گلابی رنگ را جلا می دهد و فرزند را نیکو می گرداند .
3- خوردن کاسنی :
الف) کاسنی برای افزایش فرزند مفید است .
ب) خوردن کاسنی آب کمر را افزایش داده و فرزند را نیکو و ذکور بودن را ولد زیاد می کند .
پ) خوردن کاسنی باعث زیبایی فرزند و ازدیاد در پسر آوردن می شود
ت) زیاد خوردن کاسنی سبب افزایش دارایی و تولد فرزند پسر خواهد شد
4- خوردن قاووت به پدر و مادر توصیه شده است :
الف) خوردن سویق توسط والدین موجب قوت در فرزند و نبودن کودنی و سبک مغزی و نادانی
در او می شود
ب) خوراندن سویق به کودک جهت تقویت و رویاندن گوشت و مجکم کردن استخوان بسیار
مفید است.
ادامه نوشته