جستاری در بازشناسی خانواده ایده آل از منظر قرآن
مقدمه
در زندگي مدرن امروزي ارزشهاي بسياري تغيير كرده اند. زندگي خانوادگي كه اساس جامعه را تشكيل ميدهد مانند ديگر سنتها مورد هجوم واقع شده است، اما در جهان اسلام خانواده با همة مظاهرش آنچنان استوار و پا برجا بنا نهاده شده است كه هيچ عاملي نتوانسته اساس آن را زير سوال ببرد.
خانواده در طول تاريخ و در تمامي جوامع، به عنوان اصليترين نهاد اجتماعي، زيربناي جوامع و منشأ فرهنگها، تمدنها و تاريخ بشر شناخته شده است.
پرداختن به اين بناي مقدس و بنيادين و حمايت و هدايت آن به جايگاه واقعي و متعالياش، همواره سبب اصلاح خانواده بزرگ انساني و غفلت از آن موجب دور شدن بشر از حيات حقيقي و سقوط به ورطه هلاكت و ضلالت بوده است.
اسلام به عنوان مكتبي انسانساز بيشترين عنايت را به تكريم، تنزيه و تعالي خانواده داشته و اين نهاد مقدس را كانون تربيت و مهد مودّت و رحمت ميشمرد. سعادت و شقاوت جامعه انساني نيز در ديدگاه اسلامي منوط به صلاح و فساد بناي خانواده است .
اسلام هدف از تشكيل خانواده را تأمين نيازهاي مادي، عاطفي و معنوي انسان از جمله دستيابي به سكون و آرامش ميباشد. دستيابي به اهداف والاي مكتب اسلام و حفظ و حراست دقيق و مستمر از آن، نيازمند توجه جدي به خانواده و پياده كردن قوانين مربوط به آن در جامعه است .
اهميت نظام خانواده
اگر لازم باشد كه انسان، براي رسيدن به كمال از يك نردبان چند پلهاي صعود كند، به طور حتم اولين پلة اين نردبان تشكيل خانواده است. از اين رو، يكي از موضوعات بسيار مهمي كه در قرآن مجيد و روايات مطرح گرديده، خانواده است؛ قرآن نسبت به تشكيل خانواده و اقدام براي ازدواج، دستور اكيد داده است.
وَ أَنْكِحُوا الْأَيامي مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيم( نور/32 )
مردان و زنان بيهمسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را اگر فقير و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بينياز ميسازد خداوند گشايشدهنده و آگاه است! خانواده، خشت بناي اجتماع است و اگر خانوادهها سالم و متعالي و استوار باشند، ميتوان به داشتن جامعهاي سالم و متعالي و استوار، اميدوار بود. زن و مرد، دو جزء مكمل يكديگر و سازنده (خانواده) هستند. مرد بر محور وجود زن ميچرخد و نبايد از حوزه جذب و انجذاب همسر خويش خارج شود، و زن نيز بايد جاذبه وجودي خود را در كِششِ شوهر تقويت كند تا نظام خانواده متلاشي نشود.
در وجود انسان زمينهاي از مودت و رحمت وجود دارد كه تجلي گاه آن فقط محيط خانواده است. وقتي عشق و دلبستگي زن و شوهر نسبت به يكديگر به مرحلهاي ميرسد كه به طور كلي در غم و شادي يكديگر شريكاند و حتي غم و شادي يكي عيناً غم و شادي ديگري است و هيچ كدام بدون حضور ديگري زندگي گرم و پرنشاط و شيريني ندارد، به خاطر همان مودت و رحمتي است كه قرآن روي آن تكيه ميكند.
انسان با الهام از قرآن مجيد پي ميبرد كه خانواده فقط محيط آميزش نطفهها و توليد فرزند و تلاقي بدنها و اصطكاك فيزيكي آنها و آميزش جنسي نيست، بلكه محيط آميزش روحها و جذب و انجذاب باطني زن و مرد و پر شدن خلأ روحي هر يك به ديگري و به وحدت رسيدن و فناي آنها در يكديگراست.
اين، همان چيزي است كه هماهنگ با خلقت و آفرينش زن و مرد است و بايد باشد و اگر نيست، عيب و گناه انسان هاست كه با دور ماندن از اقتضاي آفرينش و الهام نگرفتن از وحي الهي، گرفتار آن شدهاند.
خانوادة ايدهآل
اسلام عزيز بـراي شناخت خـانـوادة موفق و ايدهآل، معيارهايي معرفي كرده است. به گونهاي كه هر اندازه اعضاي تـشكيل دهنده خانواده با آن معيارها منطبق باشند به همان مقدار از شايستگي و سلامت بـرخـوردار خـواهـنـد بـود. در آموزههاي اسلامي ويژگيهاي فراواني براي سالمترين و شايستهترين زنان و مردان بيان شده است از ايـن رو، بـه طـور اجـمـال ميتوان گفت خانواده شايسته و ايدهآل از نظر اسلام، آن است كه اعضاي آن منطبق بـا معيارهاي اسـلامـي باشد، مناسبات و روابطي آنها، منطبق با آموزههاي ديني و اسلامي بـاشـد، انـسـانـهـايـي شـايـسـتـه ومـوثـر در سـاخـته شدن جامعه ايدهآل اسـلامـي تحويل جامعه بدهد.
موفق و ايدهآل بودن خـانـواده بـه انـطـباق آن با معيارهاي ديني و اسلامي و برخورداري از ويژگيهاي ارزشـي و فـضـيـلتهـاست. خانواده ايدهآل يعني تپيدن يک قلب در سينه همه اعضاي آن، يعني روحي مشترک در چندين کالبد که باعث ميشود همگام و همراه يکديگر بر اساس ارزشهاي ناب اسلامي به سمت کمال ره بپيمايند، در اين خانواده، وحدت، هماهنگي و انسجام اهميت بسيار دارد، تفرقه جايي ندارد و کارها با شور و مشورت سرانجام ميگيرند. براي داشتن يک کانون گرم و موفق بايد قدم هايي برداشت و فضايل و ارزش هايي را مورد توجه قرار داد كه در پي به برخي از آنها اشاره ميشود:
معيارهاي خانواده ايدهآل
1. دين باوري و ايمان
خـانـوادهاي ايدهآل و موفق اسـت كـه هـر كدام از اعضاي آن از ويژگي دين باوري و ايمان و اعتقادات ناب برخوردار باشد. در سوره بقره چنين آمده است:
وَ لا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ حَتَّي يُؤْمِنَّ وَ لَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَ لَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَ لا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّي يُؤْمِنُوا وَ لَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَ لَوْ أَعْجَبَكُمْ (- بقره/221)
وبا زنان مشرك، ازدواج نكنيد تا ايمان آورند و قطعاً كنيز با ايمان از زن (آزاد) مشرك بهتر است، اگرچه (زيبايي يا ثروت يا موقعيّت او) شما را به شگفتي درآورد. و به مردان مشرك، زن ندهيد تا ايمان آورند و قطعاً برده با ايمان از مرد (آزاد) مشرك بهتر است، هر چند (زيبايي و موقعيّت و ثروت او) شما را به شگفتي وادارد.
در آموزههاي اسلامي براي گزينش همسر شايسته بر ويژگي دين باوري و ايمان بسيار تاكيد شـده اسـت . در اوايل سوره تحريم، قرآن كريم شش وصف براي همسران خوب شمرده است كه ميتواند الگويي براي همه مسلمانان به هنگام انتخاب همسر باشد نخست « اسلام» و سپس« ايمان» يعني اعتقادي كه در اعماق قلب انسان نفوذ كند، و سپس حالت" قنوت" يعني تواضع و اطاعت از همسر و بعد از آن« توبه» يعني اگر كار خلافي از او سر زند در اشتباه خود اصرار نورزد، و از در عذرخواهي درآيد. و بعد از آن « عبادت» خداوند، عبادتي كه روح و جان او را بسازد، و پاك و پاكيزه كند، و سپس « اطاعت فرمان خدا» و پرهيز از هر گونه گناه.1
2. محبت و مهرورزي
نظام هستي بر اساس مهر و محبت پروردگار به انسان پديد آمده است اگر محبت نبود، نه طلوعي بود ونه غروبي. نه بهاري بود و شکفتن گلها و نه نغمههاي شورانگيز بلبلان. نه کوهساري وجود داشت و نه آبشاري، نه امواج غلطان درياها به چشم ميخورد و نه ستارگان در آسمانها چشمک ميزدند .
دفتر زندگي با کلمه عشق و محبت آغاز شد و جلوههاي گوناگون جمال و کمال در کل هستي پديد آمد. انسانها هم که جزئي از نظام کلي هستي هستند با عشق متولد ميشوند با دلدادگي به تلاش و کوشش ميپردازند و در آخرين لحظات زندگي سرشار و لبريز از عشق و دلدادگي چون حبابها به اقيانوس هستي و ابديت ميپيوندند. پس آغاز و سرانجام زندگي و هستي از مهر و محبت آکنده است و آنان که از عشق و دلدادگي خبري ندارند نامشان در دفتر و جريده انسانها ثبت و ضبط نميشود .
رسول خدا ( ص ) ميفرمود: مَا بُنِيَ بِنَاءٌ فِي الْإِسْلَامِ أَحَبُّ إِلَي اللَّهِ تَعَالَي مِنَ التَّزْوِيج؛ هيچ بنايي در نزد پروردگار محبوب تر از بناي خانوادگي نيست.2بديهي است که منظور خانوادهاي است که لبريز از مهر و محبت باشد.
انسان بلكه موجود زنده به طور طبيعي و غريزي نسبت به همسر و جفت خويش احساس لطفي دارد كه در مورد انسان اوج آن و آگاهانه آن را تحت عنوان محبت، شفقت و رحمت ميتوان مشاهده كرد.
امّا اسلام علاوه بر تأييد اين روحيه، از طريق ظرفيّتهاي اعتقادي و ايماني، در صدد تقويت آن برآمده است. قرآن شفقت نسبت به خانواده را از خصوصيات اهل بهشت ميداند. اين تصوير زيبا را ببينيد، بهشتيان غرق نعمات الهي و لذتهاي جاودانه و بي نقص بهشتي با هم گفت و گو ميكنند، از اين كه چطور شد به بهشت آمدند، ميگويند؛ ما پيش از اين در دنيا با خانواده خويش مشفق بوديم:
قَالُوا إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنَآ مُشْفِقيِنَ. فَمَنَّ اللَّهَ عَلَيْنَا وَ وَقَانَا عَذَابَ السَّمُومِ. إِنَّا كُنَّا مِنْ قَبْلُ نَدْعُوهُ إِنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحيِمُ( - طور/26)
ما پيش از اين در ميان خانواده خودمان با شفقت بوديم. پس خداوند بر ما منت نهاد و ما را از عذاب جهنم نگاهداشت.
علامه طباطبايي ميفرمايد: معناي آيه اين است كه: ما در دنيا نسبت به خانواده خود اشفاق داشتيم، [يعني] هم آنان را دوست ميداشتيم و به سعادت و نجاتشان از مهالك و ضلالتها عنايت داشتيم، و هم از اينكه مبادا گرفتار مهالك شوند ميترسيديم، و به همين منظور به بهترين وجهي با آنان معاشرت ميكرديم، و نصيحت و دعوت به سوي حق را از ايشان دريغ نميداشتيم.3
3. مديريت مطلوب
در خانواده ايدهآل و موفق زن و مرد تعهداتي را كه نسبت به يكديگر و مسئوليتي كه در قبال فرزندان دارند، همواره در نظر ميگيرند به همين دليل آنها در تربيت فرزندان سالم و صالح حداكثر تلاش را مينمايند و با هر گونه امكاناتي سازگار ميباشند. به اين ترتيب، نه تنها در كشمكش زمان مأيوس نميشوند، بلكه گام ديگر را اميدوارتر بر ميدارند.
يك خانواده خوشبخت براي كسب موفقيت، در جهت پرورش مهارتهاي ارتباطي خود قدم بر ميدارد و در راستاي تحكيم ساختار خانواده، آنها را به كار ميبرد. فراگيري روابط مناسب در آغاز، كار دشواري به نظر ميرسد اما گذشتن از هر يك از مراحل آموزشي، به صورت عادت در خواهد آمد. در خانواده ايدهآل با ويژگيهايي روبهرو ميشويم كه همه حكايت از يكي شدن آرزوها، خواستهها و حتي رؤياهاي زوجين دارد. بر تحكيم روابط بين يكديگر تأكيد ميورزند و براي حفظ آن از نفوذ و مداخله نگرشهاي مخرب و زيان آور دوري ميكنند. تدابيري كه براي اداره خانواده در پيش گرفته ميشود، نيازها و منافع همه اعضاي خانواده را در بردارد و تصميمگيريها به گونهاي است كه به نياز همه اعضا توجه ميشود. در اين خانوادهها عشق و صميميت تقويت ميشود وهريك از زوجين تلاش خودرا به كارمي گيرد تا روابط محبت آميز خود را با همسرش تداوم بخشيده و كانون خانوادگي خود را گرم نگه دارد.
يك زوج موفق، علاوه بر اين كه ميتوانند احساسات و عواطف خود را بيان كنند ميتوانند هنگام بروز موارد تنشزا، بر رفتارهاي خود تسلط داشته و با شيوهاي صحيح اختلافها را برطرف و تضادها را حل كنند و آرامش را به خانه باز گردانده و محيطي مناسب براي پرورش و تكامل يكديگر و فرزندان خود فراهم سازند.
زن و شوهر در خانواده موفق به جهت برخورداري از سه ويژگي دانش، مهارت و اخلاق، خـانـه و خـانـواده را بـه بـهترين شكل ممكن اداره ميكنند. در يك خانواده مطلوب و ايدهآل اسلامي سلسله مراتب به خوبي رعايت ميشود؛ پدر و مادر اقتدار ويژهاي دارند و فرزندان در نوجواني و حتي ميانسالي احترام خاصي براي والدين قائلند.
بين زن و شوهر نيز احترام و اقتدار شوهر پذيرفته شده و زن در مواردي ميپذيرد كه مرد تصميم نهايي را بر عهده داشته باشد. در منظومه زن و شوهري، وظايف به خوبي انجام ميشود و مودت و رحمت بين زن و شوهر برقرار و نيازهاي عاطفي دو طرف مورد توجه است. والدين با شور و شوق به وظايف خود عمل ميكنند و بر ارزش وظايف خود آگاهند.
در چنين خانوادهاي، مرد مديري لايـق و كـاردان، پـرتـلاش، قـاطـع و جـدي دركـار اسـت. او هـزيـنـه زندگي را از طريق حـلال تـامـيـن ميكـنـد. همسرداري او ايدهآل است. مديريت او بر مبناي تحكم و زورگويي نيست. حامي خانواده است و در ارشاد و هدايت و حمايت اعضاي خانواده سنگ تمام ميگذارد و آنـان را بـه سـوي مـعـنـويـات و سـعـادتـشـان سـوق ميدهد. چنان كه قرآن كريم درباره اسماعيل صادق الوعد ميفرمايد:
وَكانَ يَاءمُرُ اَهْلَهُ بِالصّلوةِ وَ الزَّكوة.( - مريم/55) همواره خاندان خود را به نماز و زكات امر ميكرد
زن نيز در ايفاي سه وظيفه اصلي: شوهر داري، خانه داري و نقش مادري اسوه است . او در هر سه حوزه همچون مرد خانه از دانش، مهارت و اخلاق برخوردار است .
بـي تـرديد از جمله آسيبهاي جدي در بسياري از خانوادهها اين است كه زن و شوهر قدرت مـديريت ندارند و يا در مديريت خانه و خانواده عاجزند. بنيان چنين خانواده هايي سست است و احـتـمـال نـزاع و كـشمكش و تزلزل در آن فراوان است. در اين خانوادهها يا زن قرباني سوء مديريت مرد قرار دارد و يا مرد از ناحيه سوءمديريت زن در خانه آسيب جدي ميبيند و يا فرزندان قرباني سوء مديريت پدر و مادر خانوادهاند.
4. احترام متقابل
درخانواده ايدهآل، زن و شوهر شخصيت يكديگر را گرامي ميدارند، در ايـن خـانـواده به زن به عنوان ركني از خانواده بالاترين احترام نثارش ميشود و مرد نيز به عنوان ركن ديگر از برترين جايگاه شخصيتي برخوردار است.
در آموزههاي اسلامي سفارش شده است؛ هركس زني را به همسري ميگيرد بايد گرامياش بـدارد و او را با اذيت و آزار و ستمگريهايش خرد نكند و شخصيت و كرامت انساني او را ضـايـع نـسـازد. او بايد محترم باشد و در خانه دلبري كند و مايه اذيت و آزار زباني و مـانـنـد آن قـرار نـگيرد و از جانب ديگر نيز در هرحال زن از مرد خانه اطاعت كند كه چنين زني بسيار سعادتمند شمرده شده است. چنانچه از امام صادق (ع) روايت شده كه فرمود:
سَعِيدَةٌ سَعِيدَةٌ امْرَأَةٌ تُكْرِمُ زَوْجَهَا وَ لَا تُؤْذِيهِ وَ تُطِيعُهُ فِي جَمِيعِ أَحْوَالِه4.
براي آنكه كانون خانواده بتواند به كمال مطلوب و رشد عالي خود نايل گردد در كنار تكاليفي كه بر عهده پدر و مادر قرار داده شده، وظايفي نيز براي فرزندان مقرر شده است تا ارتباط مناسب عناصر اين مجموعه، تضمين كننده رشد ايشان باشد. يكي از مسايلي كه رعايت آن مورد تاكيد آموزههاي اسلامي ميباشد، احترام به والدين در همه جا بخصوص در محيط خانه و خانواده است.
در چند جاي قرآن كريم نيكي به والدين بلا فاصله بعد از مساله توحيد قرار گرفته اين همرديف بودن دو مساله بيانگر اين است كه اسلام تا چه حد براي پدر و مادر احترام قائل است:
|
هدف از ازدواج، سكونت و آرامش است؛ به اين معنا كه همسران مايه آرامش اند؛ اما سكون و آرامش مطرح شده هم از نظر جسمي و روحي و هم از نظر فردي و اجتماعي است |
لا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً (- بقره/83) يا شكرگزاري در برابر پدر و مادر در قرآن مجيد در رديف شكرگزاري در برابر نعمتهاي خدا قرار داده شده چنان كه ميخوانيم: أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْك.( - لقمان/14) و در نهايت قرآن حتي كمترين بي احترامي را در برابر پدر و مادر اجازه نداده است. در حديثي از امام صادق (ع) ميخوانيم كه فرمود: لَوْ عَلِمَ اللَّهُ شَيْئاً أَدْنَي مِنْ أُفٍّ لَنَهَي عَنْهُ وَ هُوَ مِنْ أَدْنَي الْعُقُوقِ وَ مِنَ الْعُقُوقِ أَنْ يَنْظُرَ الرَّجُلُ إِلَي وَالِدَيْهِ فَيُحِدَّ النَّظَرَ إِلَيْهِمَا؛ اگر چيزي كمتر از«اف» وجود داشت خدا از آن نهي ميكرد (اف يعني كمترين اظهار ناراحتي) و اين حد اقل مخالفت و بي احترامي نسبت به پدر و مادر است، و از اين جمله نظر تند و غضبآلود به پدر و مادر كردن ميباشد.5
5. توجه به نياز عاطفي و روحي
علاوه بر گرايش جنسي و غريزي مرد به زن و زن به مرد، بايد از عامل ديگري ياد كرد كه فراتر از تمايل جنسي است و ميتوان از آن به عنوان نياز عاطفي و روحي ياد كرد.
انسان كه جوياي انس و الفت است و در سايه محيط جمعي احساس آرامش رواني دارد، اين احساس را به شكل كاملتري در محيط خانواده و در پرتو حضور و الفت همسر تجربه ميكند:
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا ليَسْكُنَ إِلَيْهَا( - اعراف/189) او خدايي است كه (همه) شما را از يك فرد آفريد و همسرش را نيز از جنس او قرار داد، تا در كنار او بياسايد.
علامه طباطبايي در تفسير اين آيه ميفرمايد: «معنايش اين است كه براي شما و يا براي اين كه به شما نفع برساند، از جنس خودتان زوج آفريد. آري هريك از مرد و زن بدون ديگري ناقص اند و مرد با وجود زن و زن با وجود مرد تكميل ميشود و با مودت و محبتي كه خداوند ميان اين دو قرار داده است، زمينه مناسبي براي تربيت فرزندان فراهم ميشود. اين دو عامل است كه آنها را وادار ميسازد تا درحفظ وحراست، تغذيه، لباس، منزل و به طوركلي تربيت او بكوشد و به اين ترتيب نسل بشر منقطع نگردد.»6
با دقت در تعبير «لتسكنوا اليها» معلوم ميشود كه هدف از ازدواج، سكونت و آرامش است؛ به اين معنا كه همسران مايه آرامش اند؛ اما سكون و آرامش مطرح شده هم از نظر جسمي و روحي و هم از نظر فردي و اجتماعي است. بيماريهايي كه به واسطه ترك ازدواج براي جسم انسان پيش ميآيد، قابل انكار نيست، همچنين نبود تعادل روحي و نا آراميهاي رواني كه برخي از افراد مجرد با آن دست به گريبان اند، كم و بيش بر همه روشن است.7
خانواده در مرحله نخست بايد پناهگاه مرد و زن در برابر ناملايمات زندگي و نيز توفانهاي اجتماعي باشد و در مرحله بعد مأمن واقعي براي فرزندان آنها قرار گيرد. يكي از مشكلات عمده جوامع امروزي كودكان خياباني است كه در اثر بي مسئوليتي والدين، به اين وضع دچار شده اند. اگر زن و شوهر ميتوانستند مايه سكون و آرامش همديگر باشند و به عواطف همديگر توجه جدي كنند، به دنبال آن فرزنداني در آرامش خاطر تربيت ميكردند و طلاق، بي مهري و در نتيجه معضل كودكان خياباني به وجود نميآيد.
همچنين در سوره روم ميفرمايد:
و مِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُم أَزْوَاجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّروُنَ ( - روم/21) و از نشانههاي او اينكه همسراني از جنس خودتان براي شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودّت و رحمت قرار داد در اين نشانههايي است براي گروهي كه تفكّر ميكنند.
اين آرامش از اينجا ناشي ميشود كه اين دو جنس مكمل يكديگر و مايه شكوفايي و نشاط و پرورش يكديگر ميباشند بطوري كه هر يك بدون ديگري ناقص است، و طبيعي است كه ميان يك موجود و مكمل وجود او چنين جاذبه نيرومندي وجود داشته باشد.
از اين كاربردها به خوبي به دست ميآيد كه معناي آرامش همان چيزي است كه انسان پس از اضطراب، خستگي و نگراني و يا امنيت پس از خوف و ترس به دست بياورد. انسان در ميان تلاش و تنهايي، نگراني و نياز، خشونت و دلهرههاي زندگي، كسي را با عواطفي زيبا و ژرف دارد كه مانند آبي بر آتش، خستگي، دلهره، نگراني و اضطرابهاي او را فرو مينشاند. هر گاه همسران اين نقش خود را به ياد داشته باشند، خانواده مستحكم باقي خواهد ماند و راه خويش را به سعادت و خوشبختي ادامه خواهد داد.
بنابر اين مرد و زن ميبايست نخست به عنصر عاطفي و رواني مودت (نوعي عشق و محبت) و مهرباني (رحمت) دست يابند. در سايه سار محبت و رحمت است كه خانواده ميتواند پايدار و برقرار بماند و با از ميان رفتن هر يك از اين عناصر خانواده دچار بحران ميشود. عشق و محبت است كه ميان زن و شوهر از نظر عاطفي ارتباط برقرار ميسازد و رحمت و مهرباني است كه آن را تحكيم ميبخشد و استوار ميسازد. رحمت به معناي آن است كه شخص نسبت به ديگري مهرباني كند و واكنشهاي تند و خشن از خود بروز ندهد.
احسان و نيكوكاري نيز در همين حوزه معنا و مفهوم مييابد. به اين معنا كه زن و شوهر نسبت به يك ديگر اگر از راه عشق و رحمت و مودت و دوستي و مهرورزي در آيند نسبت به يك ديگر احسان ميكنند و فراتر از عدالت به مسايل مينگرد. اصولا اگر عدالت امري پـسنديده است و ميتواند خانواده و جامعه را قوام بخشد احسان آن را استحكام دو چندان ميبخشد؛ زيرا عدالت ناظر به عنصر عقلي بشر است و احسان و رحمت و مودت ناظر به عنصر عاطفي و احساس بشر است.
بي گمان در روابط خانوادگي و حتي اجتماعي اين عنصر عاطفي و احساسي است كه حرف اول را ميزند، زيرا حضور رحمت و محبت و احسان درخانواده موجب ميشود تا عناصر فرومايگي و بخل و نشوز و عدم تمكين و مانند آن از محيط خانواده رخت بربندد. خوش اخلاقي، خوش زباني،خوش رفتاري از عوامل مهم ايجاد مهر و محبت در محيط خانواده است.
6. تربيت نسل صالح:
خداوند در قبال اين كه والدين را به گونهاي آفريده كه زحمت به دنيا آوردن، بزرگ كردن و مراقبت فرزندان را بر دوش بگيرند، به آنان لذّت را عطا كرده است. اين لذّت با بسياري از لذّتهاي ديگر قابل مقايسه و جا به جايي نيست.
علاقه به فرزند به عنوان يك نياز عاطفي در انسان بسيار شديد است، و قرآن در مورد حضرت ابراهيم و حضرت زكريا عليهما السلام دعاهاي پراحساسي را نسبت به درخواست فرزند مطرح ميكند و تجلي اوج دوستي فرزند در داستان يعقوب و يوسفعليهما السلام خودش را نشان ميدهد.اما آنچه مهمتر است تربيت فرزندان صالح و متدين است كه به عنوان يك معيار اساسي جهت باز شناسي خانواده ايدهآل و موفق به حساب ميآيد.
فـرزنـدان خـانـواده ايدهآل نـمـونـه كـامـلي از تـربيت شدگان مكتبياند. بهترين شيوه تـربـيـتـي را در خـانواده ايدهآل و موفق ميتوان سراغ گرفت. فرزندان در چنين خانوادهاي از اوان كـودكـي تـربـيت ديني و اخلاقي ميشوند. راه و رسم خوب زيستن را ميآموزند. با شـخـصـيـت و عزتمند بار ميآيند و انساني صالح ميشوند و قدم به عرصه اجتماع ميگذارند و منشا آثار و بركات فراوان ميشوند.
تـربـيـت دو ركن دارد: نخست عشق و عاطفه و ديگري علم و آگاهي ؛ و زن و شوهر در خانواده موفق از هـر دو ركـن برخوردارند؛ آنها از جهت عشق و محبت به فرزند و علاقه مندي به سرنوشت او ثروتمند هستند و از لحاظ علم و دانش از بالاترين اطلاعات برخوردارند. آنها ميدانـنـد كـه كـودك از نـظـر رواني چه خواسته هايي دارد و چگونه بايد به خواسته هايش پـاسـخ داد. و چگونه بـه سـوالات او بـه صـورت مـنـطـقـي، مـسـتـدل و مـتـنـاسب با ميزان درك و فهم او پاسخ داده ميشود. او در چنين خانوادهاي شجاع بار ميآيد، چرا كه زن و شوهر هرگز كودكشان را از موهومات نميترسانند.
در حديثي از پيامبر اكرم(ص) آمده:
«هنگامي كه انسان بميرد، برنامه عمل وي نيز به پايان ميرسد؛
مگر به وسيله سه چيز:
صدقه جاريه، آثار علمي، پرورش فرزند صالح كه براي پدر و مادر خود با عمل و سخن طلب آمرزش كند».8
نتيجه گيري
از مجموع آنچه گذشت نتيجه ميگيريم كه خانوادهاي كه با معيارهاي اسلامي انطباق دارد، خانواده ايدهآل است، ملاك برتري خانواده، برخورداري از فضيلتها و ارزشهاي اسلامي است، قرآن كريم منبعي براي شناسايي خانواده ايدهآل و ويژگيهاي آن است، معيارهاي خانواده ايدهآل را در چندين محور مانند:دين باوري و ايمان، محبت و مهر ورزي، تربيت نسل صالح و... ميتوان خلاصه كرد.
پی نوشت ها:
[1] - ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، (دار الكتب الإسلامية، تهران، 1374 ش) ج24، ص: 279
2 - الشيخ الصدوق، من لا يحضره الفقيه،( مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة) ج3، ص: 383
3 - سيد محمد حسين طباطبايي، الميزان في تفسير القرآن، (دفتر انتشارات اسلامي جامعهي مدرسين حوزه علميه قم، 1417 ق) ج19، ص: 21
4 -محمد بن حسن بن علي حرّ عاملي، تفصيل وسائل الشيعة إلي تحصيل مسائل الشريعة، ( مؤسسه آل البيت عليهم السلام، 1409 ق، اول، قم- ايران) ج16، ص: 280
5 - ابو جعفر محمد بن يعقوب كليني، الكافي،( دار الكتب الإسلامية، 1407 ه ق، چهارم، تهران- ايران) ج2، ص: 349،
6 - علامه طباطبايي، الميزان، ج16، ص: 249( با اندك تصرف)
7 - ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، همان، ج ،۱۶ ص ۳۹۱
8 - ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، همان، ص۹۶.
عبدالمؤمن حکیمی