نجیب الله نوری

 

الف) باورهایی خود را اصلاح کنید

 

هر چند مهار و کنترل خشم روش های ذهنی و عملی دارد. اما مسلما ذهنیات فرد هم در بروز خشم و هم در مهار آن نقش کلیدی دارد. دلیل این امر آن است که رویدادی فردی را فوق العاده خشمگین می سازد و حال آنکه در فرد دیگر هیچ تغییری ایجاد نمیکند. مثلا دو نفر در کنار خیابانی منتظر فرد سومی هستند که سر قرار خود نیامده است. 

نفر اول به شدت از این تاخیر عصبانی است زیرا دیر کردن نفر سوم را ناشی از بی اعتنایی و بدقولی او می داند.

نفر دوم عصبانی نیست ولی کمی نگران است، زیرا تاخیر نفر سوم را ناشی از این می داند که برای او مشکلی از قبیل تصادف و مانند آن پیش آمده باشد.

پس عصبانیت و آرامش این دو نفر به افکاری بر می گردد که در ذهن آنهاست.

در زیر تعدادی از باورهای خیلی رایج که باعث عصبانیت می شوند، ذکر می گردد:

همه باید بر طبق سلیقه من رفتار کنند.

ممکن است فرد صریحا این جمله را به زبان نیاورد یا نسبت به آن هشیار نباشد، اما به محضی که فردی خلاف سلیقه او رفتار می کند عصبانی می شود. این عصبانیت نشان می دهد که فرد می خواهد طرف مقابل مطابق علایق و سلایق او رفتار کند.

چنین فردی اگر می خواهد بر عصبانیت خود کنترل داشته باشد، می تواند این باور را اصلاح کند و به دیگران این حق و آزادی را بدهد که آنان طبق سلیقه و عقیده خود رفتار کنند.

2ـ من باید در همه امور بهترین باشم.

وقتی که فرد در کاری از دیگران عقب می ماند و دیگران بیش از او پیشرفت می کنند،  احساس عصبانیت می کند. این نشان می دهد که فرد به صورت هشیار یا هشیار معتقد است که باید در همه امور بهترین باشد.

باور فوق نیاز به اصلاح دارد، زیرا یک نفر می تواند در یک مورد یا یک کار بهترین باشد اما بهترین بودن در همه کارها از توان یک فرد خارج و عملا غیر ممکن است. چنین باوری عصبانیت های مکرر را به دنبال دارد.

3ـ دیگران باید همیشه درست رفتار کنند.

وقتی شما می بینی که در کنار خیابان دو تا ماشین کنار هم ایستاده و راه را بند آورده اند، عصبانی می شوی، وقتی می بینی فردی بدون ملاحظه دیگران خیلی آهسته رانندگی می کند، بر افروخته می شویی، زمانی که می بینی برخی افراد خیلی راحت قانون شکنی یا به دیگران بی احترامی می کنند، و... شما عصبانی می شوید.

در چنین مواردی این فکر در ذهن شماست که همه باید همیشه درست رفتار کنند، چنین باوری نشان دهنده یک انتظار خیلی بالا نسبت به دیگران است و در عمل تحقق پیدا نمی کند.

این به این معناست که اجازه خطا و اشتباه به دیگران داده نشود در حالیکه خداوند انسان را مختار آفریده و راه خطا را برای او باز گذاشته است، لذا توبه را به او معرفی کرده است. دولت ها نیز راه قانون شکنی را باز گذاشته است، چون کیفر را به دنبال آن معرفی کرده است.

اشتباه کردن خیلی خطر ناک است و هرگز نباید اشتباه کرد.

وقتی از اشتباه کردن خود خیلی عصبانی می شوید، در واقع خود را از تجربه کردن محروم می کنی، راه را بر کشف چیزهای جدید می بندی، اشتباه لازمه زندگی است.

ب) شایستگی خود را در حل مشکلات بررسی کن

انسان زمانی عصبانی می شود که مشکلی پیش آمده باشد، مثل اینکه شما نمی خواهید بچه ها وسایل خود را کف اطاق پهن کنند با اینکه مکررا این نکته را به آنان گفته ای ولی بازهم وسایل آنها را کف اطاق می بینی عصبانی می شوی.

در واقع عصبانیت شما نشان می دهد که شما می خواهید با عصبانیت این مشکل را حل کنید و با فریاد کشیدن، کتک زدن یا پرت کردن وسایل می خواهی به این نتیجه برسی که کودکان بعد از این وسایل خود را روی اطاق پخش نکنند.

حل مشکل از این روش نشان دهنده شایستگی پایین است. چون حل مشکل راه های زیادی دارد که عصبانیت بدترین و غیر منطقی ترین راه برای حل مشکل است.

اما فردی که شایستگی، کفایت، خودکارآمدی، خلاقیت، و منطق کافی دارد سعی می کند مشکلات را از راههای منطقی و مسالمت آمیز حل کنند.

بنابراین فردی که زیاد عصبانی می شود می تواند شایستگی خود را بالا ببرد و در مواقع بروز مشکل این نکته را به خود گوشزد نماید که چگونه می تواند ابتکار به خرج دهد و بدون عصبانیت این مشکل را حل کند.

بالا بردن شایستگی به این معناست که فرد این احساس را در خود ایجاد کند که او می تواند از راههای عقلانی و منطقی و با استفاده از هوش و زیرکی خود مساله را حل کند و عملا این امر را امتحان و تجربه کند و در مواقع عصبانیت سعی کند مشکل را از راههای جدیدتر و منطقی تر حل نماید.

بالا بردن کفایت و شایستگی نشان دهنده مهارت و هوش و شخصیت فرد است.

ج) میزان اهمیت مسایل را بررسی کنید

اکثر عصبانیت ها به خاطر مسائل کوچک و پیش پا افتاده رخ می دهد. فردی ماشین خود را هر روز طوری پارک می کند که شما هنگام عبور از آنجا به زحمت می افتید، شما مکررا از کسی می خواهید که فلان کار را انجام ندهد اما او همچنان به کار خود ادامه می دهد.

برای کاهش عصبانیت انسان می تواند بین نیاز و خواسته تفاوت قایل شود نیاز مانند نیاز به آب، غذا، هوا و سلامتی. اما خواسته چیزی غیر از این هاست مثل اینکه خواسته شما این است که فردی ماشین خود را آنجا نگذارد. تفاوت خواسته و نیاز آن است که نیاز مساله مرگ و زندگی است اگر نیاز انسان به آب و غذا بر آورده نشود زندگی انسان به خطر می افتد. اما اگر کسی ماشین خود را ناجور پارک کرد یا سر قرار دیر آمد یا بچه ها وسایل خود را در کف اطاق پخش کرد، اینها مساله مرگ و زندگی نیست.

وقتی مساله مرگ و زندگی نباشد پس آنقدر اهمیت ندارد که انسان به خاطر آنها زمین و زمان را به هم بدوزد.

بنابراین بررسی اهمیت مسایل عصبانیت خیز می تواند به فرد کمک کند تا عصبانی نشود.

مراحل مواجهه با خشم:

هنگامی که خشمگین هستید تنها این مراحل را بگذرانید:

اول اینکه خشم خود را بپذیرید با خود بگویید ( الان من خشمگین هستم) .

دوم اینکه ( تصمیم بگیرید که چه کاری باید در مورد خشم خود انجام دهید که به نفعتان باشد). ممکن است پرخاش کنید یا شاید پاسخی منفعل یا بدون جرات بدهید.

سوم اینکه بعد از پایان یافتن ماجرا به هر شکلی که انجام شده خود را آرام نگهدارید و سعی در فراموش کردن آن داشته باشید.

انواع روشهای بروز خشم

الف) مهار خشم

برخی از مردم تا حد توان خشم خود را کنترل می کنند و سعی میکنند خشمگین نشوند. آنان یا بروز خشم را ناپسند می دانند یا از انتقام بروز خشم می ترسند لذا مدام سعی می کنند خشم خود را مهار کنند. چیزی نمی گویند، خود کنار نگه می دارند و در درون  مدام آن رویداد ناراحت کننده آنان را تحریک میکند لذا این مهار کردن زیاد طول نمی کشد، فرد منفجر می شود و از کره در می رود و خودش معتقد است که زیاد خود را کنترل کرده است.

ب) ابراز خشم

برخی افراد بدون کوچک ترین کنترلی بر سر هر مساله کوچک و بزرگ خشم خود را بروز می دهند داد و فریاد راه می اندازند، بزن و بشکن به وجود می آورند، چنین افرادی معتقدند که کنترل خشم ناشی از ضعف یا ترس است و از آنجا که ترس و ضعف هر دو بد است لذا نباید کم آورد و در برابر هر نوع رویداد ناراحت کننده باید واکنش فوری نشان داد. این افراد تصور می کنند که با خشم و عصبانیت به راحتی می توان به تمام خواسته های خود رسید. این افراد بعد از ابراز خشم و عصبانیت فوری پشیمان شده و تصمیم به تغییر رفتار خود می گیرند و چون آن باورها را دارند موفق هم نمی شوند.

ج) بروز منطقی خشم

در این روش فرد نه خشم خود را آنقدر نگه می دارد که به حد انفجار برسد و نه آنقدر فوری  و بدون منطق آن را بروز می دهد که منجر به پشمانی و ندامت شود بلکه خشم خود را به صورت ملایم و با خونسردی بروز میدهد. مثلا به طرف مقابل می گوید من از این کار شما عصبانی هستم اگر آن را درست نکنی ممکن است با شما برخورد نمایم مثلا مادر به کودک می گوید من از اینکه اسباب بازیهای شما پخش است عصبانی هستم اگر آن را جمع نکنی ممکن است مدتی آن را کنار بگذارم. فرد با گفتن اینکه من عصبانی هستم اولا عصبانیت خود را می پذیرد مثل گروه اول نیست که عصبانیت خود را نمی پذیرفت مثل گروه دوم هم نیست که بدترین نو ع ابراز خشم را انجام دهند.